مجله علمی رهاجو - مجله علمی و آموزشی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 راهکارهای مقابله با فشارهای اجتماعی در روابط
 بهینه‌سازی سایت وردپرسی با افزونه رایگان
 ویژگیهای دختر ایده‌آل برای ازدواج
 آموزش درآمدزایی از شبکه‌های اجتماعی
 خطرناک‌ترین قارچ‌های گربه
 نشانه‌های خیانت همسر
 آموزش کامل استفاده از ابزار هوش مصنوعی Jasper
 موفقیت در پروژه‌های برنامه‌نویسی شخصی
 حقوقی خیانت زن به مرد
 دلایل کاهش لذت در زندگی مشترک
 استفاده بهینه از ChatGPT
 سرمایه‌گذاری بلندمدت در ارزهای دیجیتال
 روش‌های ایجاد دلتنگی در مردان
 پلاگین‌های کاربردی وردپرس
 امکان‌سنجی درآمد از آپلود ویدیو در اینستاگرام
 تغذیه جوجه عروس هلندی
 راهکارهای زندگی مشترک موفق
 احیای عشق در ازدواج
 درمان بوی بد گربه
 معرفی بهترین طوطیهای سخنگو
 نوشتن متن جایگزین (Alt Text) حرفه‌ای
 نشانه‌های عشق واقعی در مردان
 نگهداری از سگ پاگ
 تکنیک‌های پیشرفته آنالیز سئو
 برنامه غذایی سگ ژرمن شپرد
 فروش دوره‌های آموزش مهارت‌های شغلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



 

در ۲۴ فوریه ۱۹۸۸ پروتکل مکمل کنوانسیون ۱۹۷۱ مونترال با عنوان پروتکل «جلوگیری از اعمال غیرقانونی خشونت آمیز در فرودگاه­هایی که در خدمت هواپیمایی کشوری بین ­المللی می­باشند» تدوین گردید که مجلس شورای اسلامی ایران در اسفند ۱۳۷۹ آن را تصویب نمود. مطابق ماده ۲ این پروتکل:

 

هر شخصی که مرتکب جرم شود چنانچه به طور غیرقانونی و عمداً با بهره گرفتن از هر وسیله، ماده یا اسلحه:

 

الف-عملی خشونت آمیز علیه شخصی در فرودگاهی که در خدمت هواپیمایی کشوری بین ­المللی است انجام دهد که احتمالاً منجر به جراحات جدی یا مرگ شخص گردد؛

 

ب- تأسیسات فرودگاهی که در خدمت هواپیمایی کشوری بین ­المللی است یا هواپیمایی را که در سرویس نیست و در آن مستقر است نابود سازد یا آسیب جدی به آن وارد نماید یا خدمات فرودگاه را مختل کند؛ اگر چنین عملی امنیت آن فرودگاه را به خطر، یا احتمالاً به خطر اندازد.

 

این معاهده یا پروتکل مکمل آن در خصوص قضایایی همانند قضایای ذیل لازم الاجرا است: در قضیه فرودگاه مونیخ بر اثر حمله سه نفر تروریست به ۱۹ مسافر و خدمه هواپیمایی که قصد سوار شدن به هواپیما را داشتند، یک نفر کشته و ۱۱ نفر مجروح شدند.[۱۳۲] در دوم مارس ۱۹۷۷، بمبی در ساختمان فرودگاه لاس پالماس[۱۳۳]که مسئولیت آن را جنبش استقلال طلبان مجمع الجزایر قناری[۱۳۴] به عهده گرفت- منفجر گردید که منجر به تغییر مسیر یک هواپیما و کشته شدن ۵۸۲ نفر گردید.[۱۳۵] در ۷ اوت ۱۹۸۲ گروهی، وابسته به سپاه سری طالبان آزادی ارمنستان، با نارنجک و مسلسل به فرودگاه بین ­المللی اسنبوگا[۱۳۶] حمله کردند که منجر به کشته شدن ۹ نفر و زخمی شدن ۸۲ نفر شدند.[۱۳۷] در ۱۹ ژوئن ۱۹۸۵ بُمبی در سالن خروجی فرودگاه فرانکفورت منفجر شد که منجر به کشته شدن ۴۲ نفر از جمله دو کودک سه و پنج ساله استرالیایی شد.[۱۳۸] چند سازمان مسئولیت آن را به عهده گرفتند ولی مسئول واقعی این حادثه شناخته نشد.

 

ماده واحد قانون مجازات اخلال کنندگان در امنیت پرواز هواپیما و خرابکاری در وسایل و تأسیسات هواپیمایی مصوب ۱۳۵۰ مجلس شورای ملی وقت ایران موارد ذیل را جرم دانسته و مجازات­هایی را تعیین نموده است:

 

      • کسانی که با اجبار با ارعاب و تهدید یا خدعه و نیرنگ هواپیمای آماده برای پرواز یا در حال پرواز را در اختیار بگیرند و مسیر یا مقصد آن را تغییر دهند؛

 

    • کسانی که با حمل یا ارسال وسایلی با هواپیما یا با ارتکاب عملی به هواپیما یا مسافرین یا خدمه یا اموال موجود در هواپیما آسیب برسانند؛

 

  • کسانی که در فرودگاه ها یا تأسیسات آن اخلال کنند یا در کار آن­ها مانعی ایجاد کنند یا انجام وظیفه مأموران مسئول حفظ ایمنی پرواز و هدایت هواپیما را دشوار یا غیر ممکن سازند.

 

قابلیت اجرای معاهده

 

کنوانسیون ۱۹۷۱ مونترال هم در پروازهای داخلی و هم در پروازهای بین ­المللی قابل اجراست به شرطی که محل بلند شدن و فرود آمدن هواپیما در خارج از سرزمین محل ثبت هواپیما صورت گرفته و یا محل وقوع جرم، کشوری نباشد که هواپیما در آنجا ثبت شده است.[۱۳۹]

 

بند الف ماده ۲ عبارت «در حال پرواز» را ‌به این صورت تعریف ‌کرده‌است: هواپیما از زمانی که درهای خروجی آن پس از سوار شدن مسافرین و بارگیری بسته شود، تا زمانی که یکی از درب­های مذبور به منظور پیاده شدن مسافرین یا تخلیه بار بازگردد، در حال پرواز تلقی می­ شود. ‌در مورد فرود اجباری، حالت پرواز تا زمانی که مقامات ذیصلاح مسئولیت هواپیما و مسافرین و اموال داخل هواپیما را بعهده گیرند، ادامه خواهد داشت.

 

عبارت «در حال خدمت» برای اولین بار در این کنوانسیون آمده است. به موجب بند ب ماده ۲، هواپیما از آغاز عملیات آماده سازی قبل از پرواز توسط مأموران زمینی یا کارکنان هواپیما برای یک پرواز معین تا ۲۴ ساعت بعد از هر فرود در حال خدمت تلقی می­ شود و به هر ترتیب زمان در حال خدمت شامل تمام مدت زمانی است که هواپیما در حال پرواز ‌می‌باشد. بدیهی است «فرود» هر گونه فرودی از جمله فرود برنامه­ ریزی شده، اضطراری یا اجباری را شامل می­ شود.

 

صلاحیت رسیدگی به جرم ارتکابی

 

دولت­های عضوکنوانسیون تعهد کرده ­اند برای جرائم مذکور در کنوانسیون مونترال کیفرهای شدید مقرر دارند.[۱۴۰] آن­ها تدابیر لازم جهت اعمال صلاحیت خود برای رسیدگی به جرائم در موارد زیر اتخاذ خواهند نمود:

 

الف- اگر جرم در سرزمین آن دولت ارتکاب یافته باشد؛

 

ب- اگر جرم علیه هواپیما یا در هواپیمایی که نزد آن دولت به ثبت رسیده است ارتکاب یافته باشد؛

 

ج- اگر هواپیمایی که جرم در آن ارتکاب یافته است در سرزمین آن دولت فرود آید و مظنون به ارتکاب جرم هنوز در هواپیما باشد؛

 

د- چنانچه جرم در هواپیما یا علیه هواپیمایی ارتکاب یافته است که بدون خدمه پرواز به شخصی اجاره داده شده باشد که محل اصلی فعالیت او و یا در صورت نداشتن محل اصلی فعالیت، محل اقامت دائمی او، در سرزمین آن دولت باشد.[۱۴۱]

 

دولت­های عضو متعهد ‌شده‌اند برای اعمال صلاحیت خود جهت رسیدگی به جرائم مذکور در این کنوانسیون، در مواردیکه مظنون با ارتکاب جرم در سرزمین آن­ها باشد و نخواهند وی را مسترد دارند، تدابیر لازم اتخاذ نمایند.

 

دولت­های عضو همچنین تعهد نموده ­اند طبق مقررات حقوق بین ­الملل و قوانین ملی خود تدابیر لازم را برای جلوگیری از ارتکاب جرائم مذکور ‌در کنوانسیون معمول دارند. هرگاه به علت ارتکاب یکی از جرائم مذکور تأخیر و یا وقفه­ای در پرواز روی دهد، هر یک از دولت­های متعاهد که هواپیما و مسافرین و خدمه پرواز در سرزمین او ‌می‌باشد، هر چه زودتر تسهیلات لازم را برای ادامه مسافرت سرنشینان و خدمه پرواز فراهم خواهد نمود و بلافاصله هواپیما و محمولات آن را به اشخاصی که قانوناً حق تصرف آن را دارند، مسترد خواهند داشت.[۱۴۲]

 

لازم به ذکر است که بعضی از مواد این کنوانسیون از جمله عدم شمول این کنوانسیون به هواپیماهای نظامی، گمرکی و نیروی انتظامی و نیز روش­های حل و فصل اختلافات تکرار مواد کنوانسیون ۱۹۷۰ لاهه است.

 

اجرای معاهده ۱۹۷۱ مونترال در قضیه لاکربی

 

واقعه قضیه لاکربی

 

در سال ۱۹۸۸، پرواز شماره ۱۰۳ پان امریکن که از طریق لندن از فرانکفورت به نیویورک پرواز می­نمود، در لاکربی اسکاتلند منفجر گردید. تمامی ۲۵۹ مسافر و خدمه پرواز به علاوه ۱۱ نفر بر روی زمین در اثر ریخته شدن مواد منفجره و قطعات هواپیما بر رویشان کشته شدند. کشته شدگان ملیت ۲۱ کشور جهان را داشتند. دو سوم کشته شدگان آمریکایی و ۶۶ نفر انگلیسی بودند.

 

تحقیقات برای کشف حقیقت به وسیله تیم آمریکایی- اسکاتلندی سه سال طول کشید. این وسیع­ترین تحقیقاتی است که تا آن زمان ‌در مورد تروریسم انجام یافته بود. حدود ۱۴ هزار نفر در ۵۰ کشور مورد بازجویی قرار گرفتند و با وجود اینکه سازمان سیا ارتباط ایران را در این رابطه اعلام کرد، تحقیقات بعدی از جمله انگشت نگاری از وسایل داخل کیف حاوی بمب و ارتباط آن با بمب­گذاری قبلی از جمله پرواز UTA در فضای نیجریه در سال ۱۹۸۹ دلایلی به دست داد که ارتباط این خرابکاری را به افراد لیبیایی محتمل ساخت.[۱۴۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:11:00 ب.ظ ]




 

طبقه‌‌بندی تحقیقات بر اساس نوع هدف‌شان ضرورتاً به معنای وجود مرزهای مشخص و دقیق بین انواع تحقیقات نیست، بلکه اکثر این تحقیقات در یک امتداد قرار دارند و با هم وابستگی‌های مفهومی دارند. برای مثال،تحقیقات بنیادی زیر بنایی برای تحقیقات کاربردی است (خاکی،۱۳۸۸،۲۰۲)۱.

 

به طور کلی تحقیقات بنیادی به کشف قوانین و اصول علمی می‌پردازد و درصدد توسعه مجموعه‌ای از دانسته‌های موجود درباره اصول و قوانین علمی است. در حالی که تحقیقات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریه ها، قانونمندی‌ها، اصول و فنونی که در تحقیقات بنیادی تدوین می‌شود را برای حل مسائل اجرایی و واقعی به کار می‌گیرد(همان منبع، ۲۰۲ )۲. ‌بنابرین‏، روش این تحقیق بر مبنای هدف از آن لحاظ که نتایج مورد انتظار آن می‌تواند در شیوه های مواجهه با بازار به خدمت آید کاربردی است.

 

۴-۳روش تجزیه و تحلیل داده ها

 

در این تحقیق به منظور توصیف تحلیل داده ها و آزمون فرضیه‌های تحقیق با توجه به اینکه چند متغیر مستقل وجود دارد که می بایستی اثر آن ها بر روی متغیر وابسته مورد بررسی قرار گیرد از آمار استباطی و از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. مدل یابی معادلات ساختاری یک تکنیک چند متغیری و نیرومند از خانواده رگرسیون چند متغیری و به بیان دقیق‌تر بسط مدل خطی کلی[۵۳] است که به پژوهشگران امکان می‌دهد مجموعه‌ای از معادلات رگرسیون را به گونه‌ای همزمان مورد آزمون قرار دهد. مدل یابی معادلات ساختاری یک رویکرد آماری جامع برای آزمون فرضیه‌هایی درباره روابط مشاهده شده و مکنون است که به عنوان تحلیل ساختاری کوواریانس، مدل یابی علّی و همچنین لیزرل نامیده می‌شود. اما اصطلاح غالب، مدل یابی معادله ساختاری یا [۵۴]SEM است(هومن، ۱۳۸۷، ۱۱)[۵۵].

 

۱-۴-۳ مدل یابی معادلات ساختاری (SEM)

 

از نظر آذر (۱۳۸۱) مدل یابی معادلات ساختاری یکی از قوی ترین و مناسب ترین روش های تجزیه و تحلیل در تحقیقات علوم رفتاری و اجتماعی، تجزیه و تحلیل چند متغیره است زیرا این گونه موضوعات چند متغیره بوده و نمی توان آن ها را با شیوه دو متغیری (که هر بار یک متغیر مستقل با یک متغیر وابسته در نظر گرفته می شود) حل نمود.

 

»تجزیه و تحلیل ساختارهای کوواریانس» یا همان «مدل یابی معادلات ساختاری»، یکی از اصلی ترین روش های تجزیه و تحلیل ساختار داده های پیچیده و یکی از روش های نو برای بررسی روابط علت و معلولی است و به معنی تجزیه و تحلیل متغیرهای مختلفی است که در یک ساختار مبتنی بر تئوری، تاثیرات همزمان متغیرها را به هم نشان می‌دهد. از طریق این روش می توان قابل قبول بودن مدل های نظری را در جامعه های خاص با بهره گرفتن از داده های همبستگی، غیر آزمایشی و آزمایشی آزمود.

 

شکل ۳-۱ : شکل کلی مدل معادلات ساختاری

 

 

 

۲-۴-۳ اندیشه اساسی زیربنای مدل یابی ساختاری

 

یکی از مفاهیم اساسی که در آمار کاربردی در سطح متوسط وجود دارد اثر انتقالهای جمع پذیر و ضرب پذیر در فهرستی از اعداد است یعنی اگر هر یک از اعداد یک فهرست در مقدار ثابت K ضرب شود میانگین اعداد در همان K ضرب می شود و ‌به این ترتیب ، انحراف معیار استاندارد در مقدار قدر مطلق Kضرب خواهد شد. نکته این است که اگر مجموعه ای از اعداد x با مجموعه دیگری از اعداد y از طریق معادله Y=4Xمرتبط باشند در این صورت واریانس y باید ۱۶ برابر واریانس x باشد و ‌بنابرین‏ از طریق مقایسه واریانس های x و y می توانید به گونه غیر مستقیم این فرضیه را که y و x از طریق معادله y=4x با هم مرتبط هستند را بیازمایید. این اندیشه از طریق تعدادی معادلات خطی از راه های مختلف به چندین متغیر مرتبط با هم تعمیم داده می شود. هرچند قواعد آن پیچیده تر و محاسبات دشوارتر می شود. اما پیام کلی ثابت می ماند. یعنی با

 

    1. ۱٫Holton & Bates۲٫Kane

      ۳٫Bernadin ↑

 

 

 

    1. . Campbel ↑

 

    1. . Brumrach ↑

 

    1. . Hartle ↑

 

    1. . Vision ↑

 

    1. .mision ↑

 

    1. .Nominal Group Technics ↑

 

    1. .Borda ↑

 

    1. . Expert Choice ↑

 

    1. .Analytic Hieratchy process ↑

 

    1. ۱٫Panigyrakis & Theodoridis ↑

 

    1. .Benito ↑

 

    1. . Consuegra et al ↑

 

    1. .Memet Demirbag ↑

 

    1. .Christos B Fotopoulus ↑

 

    1. .Evangelos L.posmas ↑

 

    1. .Chiquan ↑

 

    1. .Hult , Tomas, Ketchen & Slater ↑

 

    1. .Fortune ↑

 

    1. .Kaplan and Norton ↑

 

    1. . Johnson & Soenen ↑

 

    1. premium ↑

 

    1. . Levinthal & Myatt ↑

 

    1. .capability ↑

 

    1. .management capability ↑

 

    1. . Shepherd ↑

 

    1. . Scitovsky ↑

 

    1. . Samoelson ↑

 

    1. . Graham۲٫ Franken Berger ↑

 

 

    1. . Cost Plus ↑

 

    1. . Phase out ↑

 

    1. . Skim Pricing ↑

 

    1. .Penetration Pricing ↑

 

    1. .Slide down ↑

 

    1. . Financial capability ↑

 

    1. . James Van Horne ↑

 

    1. . Investment decision ↑

 

    1. . Capital budgeting ↑

 

    1. . Operation functions ↑

 

    1. .Roger schroeder ↑

 

    1. ۱٫Technological capability ↑

 

    1. . Flanagan ↑

 

    1. ۲٫ kotler & Fox ↑

 

    1. . Bernstein ↑

 

    1. . Berg ↑

 

    1. . Baskin & Aronoff ↑

 

    1. . Dowling ↑

 

    1. . Avenarius ↑

 

    1. ۵۱٫ LeBlanc & Nguyen ↑

 

    1. . General Liner Model(GLM) ↑

 

    1. . Structural Equation Models ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:09:00 ب.ظ ]




 

گزارش‌ها نشان می‌دهد که شاخص بهره‌وری نیروی انسانی در ایران در مقایسه با کشورهای منطقه و نیز شرق آسیا بسیار پایین است (طاهری، ۱۳۸۰ ).

 

طی سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۶۹ شاخص بهره روری در سطوح ملی حدود ۲۵ % رشد منفی داشته است. در حالی که طی این دوره تایوان ۵/۳۶%، کره جنوبی ۵/۳۸%، پاکستان ۱/۱۴ %، سنگاپور ۶/۲۷ % و تایلند ۱/۳۷ % رشد مثبت ‌داشته‌اند. در خلا همین دوره بخش صنعت کشور رشد اندک ۱۷% را نشان می‌دهد و در مقابل رشد صنعت در پاکستان و کره جنوبی ۵/۲۸ %، در سنگاپور ۳/۳۸% و در تایلند ۱/۳۷ % رشد بوده است. در سال ۱۹۹۰، رقم بهره‌وری کار در سطح ملی در ژاپن ۱۰ برابر ایران بوده است. ایران جزء سه کشوری است که بیشترین میزان ضایعات را در جهان دارد. ساعات کار مفید در ژاپن ۴۹ تا ۶۰، در کره جنوبی ۵۴ تا ۷۲، در امریکا ۳۶ تا ۴۰ و در صنایع ایران ۶ تا ۹ ساعت کار مفید در هفته است و کار مفید روزانه هر فرد در بخش‌های اداری، خدمات و صنعت در ایران ۵/۱، در انگلیس ۱۵/۶، در پرتقال ۲۰ / ۸ و در مجموعه کشورهای اروپایی ۲۰/۷ ساعت در روزاست (ساعتچی، ۱۳۸۲ ).

 

شاخص‌های بهره‌وری

 

شاخص‌های بهره‌وری را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد:

 

۱- شاخص‌های بهره‌وری (کلی و جزئی)

 

شاخص کلی: نسبت خروجی به جمع کل ورودی‌ها (نیروی کار، هوا، سرمایه،… )

 

شاخص جزئی: نسبت خروجی به هر یک از ورودی‌ها

 

  1. شاخص عملکرد: هر نوع رابطه میان عوامل مؤثر و اجزای عملکرد بخش‌های داخلی فعالیت‌های مختلف یک سازمان که به شکل نسبت بیان می‌شود(علمی، ۱۳۸۷ )

منافع و فواید بهره‌وری

 

فواید عمومی‌بهره‌وری عبارت‌اند از:

 

    • صرفه جویی در هزینه ها

 

    • افزایش کیفیت (مرغوبیت و مطلوبیت)کالاها وخدمات

 

    • ثبات قیمت‌ها و یا حتی کاهش آن

 

    • افزایش سطح رفاه عمومی جامعه

 

    • افزایش درآمد وسود

 

    • رضایت عمومی افراد

 

    • رونق اقتصادی

 

    • افزایش تولید و ارائه خدمات

 

    • ثبات اقتصادی در بازار جهانی

 

    • ایجاد اشتغال

 

    • توسعه صنعتی

 

  • توسعه پایدار ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و بهداشتی (ابطحی و کاظمی، ۱۳۸۰).

عوامل مؤثر برای افزایش سطح بهره‌وری

 

به طور کلی عوامل مؤثر برای افزایش سطح بهره‌وری را می‌توان چنین برشمرد:

 

۱) بهبود کیفی عامل کار، با توجه به اینکه نیروی انسانی مهم‌ترین عامل در بهبودی بهره‌وری می‌باشد لذا می‌توانند با به کارگیری نکات ذیل موجبات ارتقای بهره‌وری را فراهم نمایند.

 

الف: نگرشهای مثبت کاری، به عنوان مثال غرور داشتن در کار و متمایل به پیشرفت مستمر.

 

ب: کسب مهارت‌های جدید و ارتقای تخصص با کمک آموزش.

 

ج: کمک به همکاران در مواقع لزوم و اجرای کارها به صورت گروهی و دسته جمعی.

 

د: مشارکت در برنامه های بهبود بهره‌وری همچون کمیته‌های بهره‌وری، طرح پیشنهادها، نظام جامع کیفیت مدیریت و ‌گروه‌های کنترل کیفی.

 

ه: انجام درست کارها از بدو امر.

 

و: حفظ سلامت جسمانی و تغذیه مناسب افراد.

 

ز: انگیزش مناسب کارکنان از طریق اعطای پاداش‌های مادی، تفویض اختیار، ایجاد محیط دوستانه و روابط غیررسمی‌بین کارکنان.

 

ح: بالا رفتن سطح آموزش مستمر و مداوم نیروی کار.

 

ط:.انجام پژوهش و تحقیقات متناسب با کار.

 

ی: سپردن کار به کاردان و گماردن افراد در مشاغل متناسب.

 

ک: ایجاد شرایط خوب کاری و تفریحات سالم برای کارکنان.

 

ل: بهبود روش های انجام کار.

 

م: استفاده از سیستم مکانیزه و روش خودکار.

 

ن: حذف مراحل زاید.

 

۲) بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان.

 

الف: به کارگیری سبک مدیریتی صحیح و علمی.

 

ب: توجه مدیریت به مشکلات کاری و زندگی کارکنان.

 

ج: ایجاد سیستم اطلاعاتی مدیریتی صحیح جهت استفاده مدیران از اطلاعات و آمار درست و دقیق درباره عملکرد سیستم و عملیات انجام شده و سایر اطلاعات مورد نیاز.

 

د: ایجاد روابط دوستانه و صمیمی مدیریت با کارکنان.

 

ه: دادن آگاهی و شناخت به کارگران و کارکنان درباره اهداف و وظایف سازمانی و جایگاه افراد درآن.

 

ز: ایجاد روحیه همکاری و مشکل گشایی در سازمان و باور داشتن آن توسط مدیران و کارکنان.

 

ج: کوشش و پشتیبانی مدیریت در زمینه مدیریت مشارکتی و بهره‌وری.

 

ی: بهره‌گیری از سرمایه های درونمرزی و ‌برون‌مرزی در فعالیت‌های تولیدی و دارای ارزش افزوده و پرهیز از مصرف در امور غیر ضروری غیر تولیدی.

 

۳ ) بهبود در به کارگیری رهاوردهای فناورانه.

 

الف: استفاده از ماشین آلات و تجهیزات بهتر و سرمایه گذاری بیشتر در تجهیزات و ماشین آلات.

ب: اهمیت دادن و استفاده از قدرت نوآوری و خلاقیت کارکنان و پژوهش‌های کاربردی آن ها.

 

ج: تحولات و پیشرفت فنی و دگرگونی‌های فناورانه.

 

د: استفاده صحیح و کامل تجهیزات فنی و فناوری‌ها.

 

ه: ایجاد واحدواحدهای تحقیق و توسعه و اهمیت به جایگاه آن ها.

 

و: انجام پژوهش جهت دستیابی به فناوری برتر و کاهش هزینه های تولید و ابداع محصولات جدید و کیفیت برتر و افزایش تولید.

 

ز: یکپارچه کردن صنایع و ایجاد واحدهای عظیم و تولید هنگفت جهت صرفه جویی ناشی از تولید انبوه.

 

ج: تغییر و دگرگونی در کیفیت مواد اولیه و بهبود آن.

 

ط: تغییر دگرگونی در فرایند ساخت و عملکرد سیستم و بهبود شیوه ها و فنون مهندسی صنایع.

 

ی: استفاده از تدابیر ارگونومی (مهندسی انسانی یا دانش هماهنگ سازی میان انسان، محیط و ماشین) به منظور سلامتی، شادابی، رفاه و ایمنی کودکان.

 

ک: نظام به موقع خدمات و تولید به هنگام

 

ل: نظام موجودی صفر یا بدون انبار، نظام به منظور صرفه جویی در هزینه های سرمایه‌ای و عملیاتی انبار و انباردار(ابطحی و کاظمی، ۱۳۸۰).

 

رویکردهای بهره‌وری

 

الگوها انواع مختلفی دارند که به نمونه هایی از آن ها اشاره می‌شود در مواردی از آن ها تعریف می‌گردد. از جمله مدل‌های طراحی شده می‌توان موارد زیر را نام برد:

 

الگوی هرسی و گلداسمیت الگویی است که در این پژوهش از آن استفاده گردیده است.

 

تجزیه و تحلیل الگوی هرسی و گلداسمیت (مدل اچیو )

 

در تدوین مدلی برای تحلیل عملکرد انسانی، هرسی و گلداسمیت دو هدف اصلی را در نظر داشتند:

 

۱ – تعیین عوامل کلیدی که می‌توان برعملکرد فرد فرد کارکنان تاثیر بگذارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:19:00 ب.ظ ]




 

      1. اختلال سلوک: کودکی که دارای اختلال سلوک است؛ قدرت‌ها را به مبارزه می‌طلبد. این منابع قدرت ممکن است والدین، معلمان و … رفتارهای او به گونه ای است که او را انسانی سنگ دل، بدخواه و متجاوز، با احساس گناه اندک نشان می‌دهد. این دسته شامل کودکانی می‌باشد که دارای ویژگی‌هایی چون بیش فعالی، تحریک پذیری بیش از حد و خستگی و ناپذیری هستند.

 

    1. اضطراب-افسردگی: کودک مضطرب-افسرده کودکی خجالتی، ترسو، گوشه گیر، حساس و مطیع است. وی بیش از حد وابسته می‌باشد و به سادگی افسرده می شود. بر اساس پژوهش های کوای (۱۹۷۹، به نقل از سیف نراقی و نادری، ۱۳۷۹) این چنین کودکانی اکثراً به خانواده های بیش از حد حمایت کننده، تعلق دارند.

 

    1. رفتارهای نامناسب و ناپخته: در رفتارهای این گونه کودکان ویژگی هایی چون عدم توجه، فقدان علاقه به امور، به ویژه به مدرسه و تحصیل، تنبلی، گنگی و گیجی، افکار باطل، رویاهای روزانه بی‌اساس و خواب آلودگی و کم حرفی به صورت وافر دیده می شود.

 

  1. رفتارهای ضد اجتماعی: کودکان با رفتارهای ضد اجتماعی، برخی از ویژگی ها یا مشکلات رفتاری کودکان دارای اختلال سلوک را دارند، اما این گونه کودکان در بین همگنان خود اجتماعی هستند. آنان معمولاً رفتارهایی مثل دزدی، فرار از مدرسه و … را نشان می‌دهند.

 

۲-۱۱- عملکرد تحصیلی

 

توانایی دانش آموزان در پاسخ دهی به مسایل مربوط به موضوع یا موضوعات خاص پیش‌بینی شده برای یک دوره آموزشی را عملکرد تحصیلی گویند (به نقل از حقیق، ۱۳۸۷). عملکرد تحصیلی، عنصری چند بعدی است و به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی دانش آموز مربوط است. بررسی عوامل شناختی مرتبط با موفقیت تحصیلی، نگرش غالب پژوهش های نخستین در این زمینه بود (پارکر و همکاران، ۲۰۰۴). اما با توجه به محدودیت توان پیش‌بینی متغیرهای شناختی، و این که این دسته از متغیرها مقدار نسبتاً کمی از واریانس موفقیت تحصیلی را تبیین می‌کند (رنس دل[۱۹۳]، ۲۰۰۱)، پژوهشگران بر ضرورت توجه به بررسی پیش‌بینی‌کننده های گسترده‌تر موفقیت تحصیلی تأکید کرده‌اند. عملکرد تحصیلی به استناد پژوهش‌های انجام شده، خود متاثر از طیف وسیعی از عوامل است که برخی از آن ها عبارتند از: محیط آموزشی، تلاش و توانایی‌های فطری دانش آموز، اندازه مدرسه، اندازه کلاس، انتظارها و بازخوردهای معلم، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، مخارج مدرسه و منابع مدرسه (نیکو گفتار، ۱۳۸۸).

 

تاثیر شایستگی های اجتماعی و هیجانی بر موفقیت تحصیلی یکی از زمینه‌های نوین پژوهش است. خاستگاه نظری این دسته از پژوهش ها مفهوم هوش هیجانی است که به وسیله سالووی و مایر (۱۹۹۰، به نقل از بشارت، شالچی و شمسی پور، ۱۳۸۵) پیشنهاد شده است. پارکر و همکاران (۲۰۰۴) عقیده دارند که مهارت ها و توانایی‌های هیجانی و اجتماعی که تحت عنوان هوش هیجالنی مشهورند از جمله پیش‌بینی کننده های قوی عملکرد تحصیلی هستند. تحقیقات انجام شده ‌در مورد ارتباط هوش هیجانی و عملکرد تحصیلی به طور بیانگر نقش معنی دار هوش هیجانی در پیش‌بینی عملکرد تحصیلی است (بار-آن، ۱۹۹۷؛ پارکر و همکاران، ۲۰۰۴؛ الیاس، گارا[۱۹۴] و شویر[۱۹۵]، ۲۰۰۳ و براکت[۱۹۶] و سالووی، ۲۰۰۴). از سوی دیگر، رفتار اجتماعی در کلاس با رفتارهای هوشمندانه مثبت مرتبط است و عملکرد در آزمون های تحصیلی را پیش‌بینی می‌کند در حالی که رفتار ضد اجتماعی، اغلب با عملکرد تحصیلی ضعیف همراه است (به نقل از نیکو گفتار، ۱۳۸۸). پتریدس و همکاران (۲۰۰۴) همبستگی هوش هیجانی، توانایی شناختی و کارکرد تحصیلی را در نمونه ای از دانش آموز دبیرستانی بررسی کردند و دریافتند که هوش هیجانی بر کارکرد تحصیلی و توانایی شناختی تاثیر گذار است. آن ها، همچنین، نشان دادند که هوش هیجانی با رفتارهای خلاف مقررات آموزشی مدرسه ( مانند غیبت غیر مجاز یا اخراج شدن از مدرسه) همبستگی منفی دارد؛ وضعیتی که موفقیت تحصیلی را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

 

۲-۱۲- پیشینه پژوهش

 

در این بخش ابتدا به بررسی پیشینه پژوهش های خارجی ‌در مورد متغیرهای مورد بررسی پرداخته می شود و سپس، پژوهش های صورت گرفته در داخل کشور مورد بررسی قرار می گیرند.

 

۲-۱۲-۱- پیشینه پژوهش های خارجی

 

معلمان با دانش آموزان دارای مشکلات هیجانی و رفتاری[۱۹۷](EBD) درگیری زیادی دارند. اخیراًً در مدارس تأکید زیادی به امر پیشگیری از طریق افزایش کفایت و شایستگی فردی شده است. هوش هیجانی و یادگیری هیجانی و اجتماعی، مهارت های لازم مورد نیاز برای دانش آموزان را فراهم می‌کنند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهند مشارکت معلمان در مهارت های اجتماعی، هیجانی و شناختی دانش آموزان در پیشگیری از مشکلات EBD مؤثر است و دانش معلمان نقش مهمی در یادگیری هیجانی و اجتماعی و حمایت و مشارکت آن ها در طرح برنامه های EBD دانش آموزان دارد (ماریا[۱۹۸]، ۲۰۰۵).

 

شواهد آزمایشی ‌در مورد همبستگی بین هوش هیجانی و آسیب شناسی روانی در کودکان و نوجوانان محدود است و به تازگی در حال رشد کردن است. ماوروولی[۱۹۹]، پتریدس، ریف[۲۰۰]و بکر[۲۰۱] (۲۰۰۷) بین ویژگی هوش هیجانی و افسردگی در نوجوانان همبستگی منفی یافتند. سیاروچی، چان[۲۰۲] و بجگار[۲۰۳] (۲۰۰۱) بین هوش هیجانی و عزت نفس در نوجوانان همبستگی مثبت مشاهده کردند. در پژوهش با کودکان همبستگی ضعیفی بین ویژگی هوش هیجانی و از هم گسیختگی[۲۰۴] یافت شد و نیز بین هوش هیجانی و پرخاشگری همبستگی منفی به دست آمد (پتریدس، سانگاریو[۲۰۵]، فارنهام[۲۰۶] و فردریکسن[۲۰۷]، ۲۰۰۶). ماوروولی، پتریدس، شاو[۲۰۸] و وایت هد[۲۰۹] (۲۰۰۸) همبستگی بین هوش هیجانی و نشانگان هیجانی را منفی گزارش کردند.

 

در همین رابطه، نریمانی[۲۱۰]، صادقیه[۲۱۱]، همیلی[۲۱۲] و سیاهپوش[۲۱۳] (۲۰۰۹) دریافتند که هوش هیجانی با مشکلات رفتاری همبستگی دارد. همچنین، نمره کودکان دارای دیسلکسی در هوش هیجانی پایین تر و در مشکلات رفتاری بالاتر از گروه کنترل بود. همچنین، مطالعات مختلف همبستگی بین هوش هیجانی و افسردگی را منفی گزارش نموده اند (بیران[۲۱۴] و برچ[۲۱۵]، ۲۰۰۹؛ پتریدس، پیز[۲۱۶] و گنزالس[۲۱۷]، ۲۰۰۷). در پژوهشی که توسط سی[۲۱۸] (۲۰۰۹) صورت پذیرفت خود-مدیریتی هیجانی به طور منفی با تمام انواع رفتارهای مشکل دار همبستگی منفی داشت. تحلیل رگرسیون نشان داد که کاربرد ضعیف هیجانات ممکن است به سطوح بالاتر رفتار مشکل دار، مثل افسردگی بزهکاری، منجر شود.

 

در مطالعه دیگری (استورگو-دیو و سالا-روکا، ۲۰۱۰)، که بر روی کودکان سنین ۶ تا ۱۱ سال در ۱۱ مرکز آموزشی و با بهره گرفتن از آزمون EQ-i:YV انجام شد، بین رفتارهای بر هم زننده[۲۱۹] و شاخص کلی هوش هیجانی همبستگی معنی دار مشاهده شد. بیشتر توان این همبستگی به مدیریت استرس و روابط بین فردی مربوط بود. آپریلیا[۲۲۰] و ریتاندیانو[۲۲۱] (۲۰۰۷) در پژوهشی بر روی نوجوانان ۱۲ تا ۲۱ سال از هر دو جنس، نشان دادند که بین هوش هیجانی و پرخاشگری همبستگی منفی وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:29:00 ب.ظ ]




 

نظریات روان­پویشی افسردگی بر احساسات ناهشیار و واکنشها به شرایط جدید بر پایه آنچه قبلاً در زندگی رخ داده است تأکید ‌می‌کنند. نظریات یادگیری فرض ‌می‌کنند که افسردگی به فقدان تقویت وابسته است. نظریات شناختی افسردگی بر این عقیده مبتنی هستند که تجارب یکسان ممکن است دو فرد را به طور کاملا متفاوت تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا آن ها درباره موقعیت‌ها، شناخت­های متفاوتی دارند. بر طبق گفته بک (۱۹۸۲) ، افسردگی به بهترین نحوی می ­تواند به عنوان مثلث شناختی از افکار منفی ‌در مورد خود و موقعیت و آینده توصیف شود.

 

افرادی که افسرده هستند به نظر می­رسد در کنترل محیط خود احساس درماندگی ‌می‌کنند. آن ها به عنوان نتیجه­ای از موقعیت­هایی که قبلا با آن مواجه ‌شده‌اند ممکن است یاد بگیرند که ناتوان باشند. این مفهوم به درماندگی آموخته شده مصطلح گشته است (ساراسون و ساراسون، ۱۳۸۳).

 

۲-۱-۲- اضطراب منتشر

 

اضطراب معمولا به عنوان احساس پراکنده و مبهم و نامطبوع ترس و تشویش تعریف می­ شود. شخص مضطرب به خصوص ‌در مورد خطرات ناشناخته بسیار نگران است. علاوه بر آن، فرد مضطرب ترکیبی از علائم زیر را نشان می­دهد: تپش قلب، تنگی نفس، اسهال، بی­اشتهایی، سستی، سرگیجه، تعریق، بی­خوابی، تکرر ادرار و لرزش. در حالی که افراد وحشت­زده به راحتی می ­توانند بگویند از چه می­ترسند، افراد دچار اختلالات اضطراب از علل ترسشان آگاهی ندارند.

 

در اختلال اضطراب منتشر، اضطراب حداقل یک ماه (و معمولا بیشتر) باقی می­ماند و به تجارب اخیر زندگی فرد مربوط نیست. اختلال اضطراب منتشر چهار نشانه دارد: تنش حرکتی، فعالیت بیش از حد دستگاه خودمختار، ترس از آینده و گوش بزنگی زیاد.

 

بر اساس دیدگاه روان­پویشی، علل اختلال اضطراب منتشر، رویدادهای درون­روانی و انگیزه­ های ناخودآگاه هستند. در واقع دفاع­های فرد برای کنترل یا حبس اضطراب کافی نیست. نظریه­پردازان یادگیری معتقدند که علائم اختلال اضطراب منتشر به همان طریقی که دیگر رفتارها یاد گرفته می­شوند، یاد گرفته ‌شده‌اند. در دیدگاه شناختی اعتقاد بر این است که اضطراب نتیجه­ افکار و عقاید غلط، غیرواقعی و غیرمنطقی و خصوصاً اغراق درباره خطرات موجود در موقعیت است (ساراسون و ساراسون،۱۳۸۳)

 

۲-۱-۳- تفاوت‌های بین افسردگی و اضطراب

 

همپوشی قابل ملاحظه­ای بین افسردگی و اضطراب وجود دارد، به طوری که اغلب بیماران مبتلا به اختلال اضطراب منتشر، افسرده هستند و بیماران افسرده نیز غالبا مضطربند. به علاوه حتی موارد خالص هر دو اختلال، خصوصیات بسیار مشابهی در زمینه خودپنداره تحقیرشده، پیش ­بینی­های منفی و سوگیری منفی در ارزیابی تجارب رایج، نشان می­ دهند. اما تفاوت‌های بین دو گروه، ماهیت خاص هر اختلال را روشن می­سازد:

 

۱-ارزیابی­های منفی در افسردگی، گسترده، کلی و فراگیر هستند؛ ولی در اضطراب، گزینشی و خاص می­باشند، همه سطوح را دربرنمی­گیرند و نسبت به عوامل مثبت بی توجه نیستند.

 

۲-بیمار اضطرابی، چشم­اندازهایی برای آینده می­بیند و از نظر ارادی تسلیم نشده است. بیمار افسرده، آینده را سیاه می­بیند و باور دارد که یک رابطه اساسی را از دست داده یا شکست خورده و از نظر ارادی تسلیم شده است.

 

۳-شخص اضطرابی، شکست­ها یا اشتباهاتش را به طور مطلق به عنوان یک کانون فساد در مرکز شخصیتش یا به عنوان محملی برای بیزاری از خویش نمی­بیند. اما بیمار افسرده، اشتباهاتش را ‌به این صورت تفسیر می­ کند که به طور کلی معیوب و نامناسب است و شکست­هایش غیرقابل جبرانند.

 

۴-بیمار اضطرابی در ارزیابی­های منفی­اش نامطمئن و دودل است، ولی شخص افسرده، مطلق­نگر است.

 

۵-بیمار اضطرابی پیش ­بینی می­ کند که در روابطش با دیگران، در اهداف و مقاصدش، در توانایی انطباق با مشکلات، در عملکرد مناسب و در سلامت و بقایش اشکال به وجود خواهد آمد. شخص افسرده، افسوس می­خورد که منبع کسب رضایتش را از دست داده، از رابطه با افراد مهم محروم گردیده و در اهدافش دچار شکست شده.

 

۶-شخص افسرده دارای یک دید کلی است مبنی بر اینکه هیچ چیز بر وفق مرادش نیست و به همین دلیل احساس تأثر و غمگینی می­ کند (بک، ۱۳۸۳؛ به نقل از کهدویی،۱۳۸۴).

 

۲-۱-۴- ذهن آگاهی

 

۲-۱-۴-۱- ریشه‌های تاریخی ذهن آگاهی

 

از لحاظ تاریخی، ذهن­آگاهی بیشتر با جنبش­های معنوی مرتبط می­گردد تا جریان‌های اصلی روانشناسی. ذهن­آگاهی، تکنیک اصلی مورد استفاده در مراقبه بودایی است که ریشه در آیین مذکور دارد. آیین بودایی در هند و توسط سیدار تاگوتاما بودا[۱۸]که رهبری مذهبی بود، ۵۰۰ سال قبل از میلاد و در واکنش به رنج افراد فقیر، بیمار، مسن و در حال احتضار پایه­گذاری شد. طبق نظریه چهار حقیقت عالی، وجود مملو از رنج است که این رنج، نتیجه­ گرایش خودکار به وابستگی است، طریقه خاتمه­دهی ‌به این رنج در پیش گرفتن طریقت هشتگانه ‌می‌باشد. بودا در طریق هشتگانه به بیان روش­های رسیدن به نیروانا[۱۹]، یعنی آزادی از ناراحتی پرداخته است که مشتمل بر درک فلسفه بودیسم است و پیروی از آن، پایبندی به اصول اخلاقی مربوط به گفتار، کردار، پیشه، منضبط کردن ذهن و مراقبه ‌می‌باشد. این طریق هشتگانه، افراد را قادر می­سازد تا به طور کامل به تجربه زندگی بپردازند، درعین حال گرایش و وابستگی خود به پدیده ها را کاهش دهند (کومار[۲۰]،۲۰۰۲).

 

پس از مرگ بودا در سال ۴۸۳ قبل از میلاد، آیین بودایی همچنان کم رونق باقی می­ماند، تا اینکه امپراطور موریان یعنی آسوکا[۲۱]در قرن سوم قبل از میلاد ‌به این آیین گرایش پیدا نمود. با گسترش بودیسم به نقاط دیگر آسیا، این آیین بر اساس تعابیر مختلف به عمل آمده از تعالیم بودا به فرق مختلف تبدیل شد و دو فرقه اصلی «بودیسم تراوادا»[۲۲]و «بودیسم ماهایانا»[۲۳]ظهور یافت. بودائیان تراوادا به شکلی محتاطانه به تعبیر تعالیم بودا پرداخته و بر آزادی فرد بر اساس تلاش­ های خودش تمرکز نمودند و اساسا به مراقبه و تمرکز و یک زندگی صومعه­ای جدای از جامعه تأکید ورزیدند. در بودیسم ماهایانا، تعبیر آزادانه­تری از تعالیم بودا به عمل آمده که برای افراد بیشتری جذابیت دارد. در این فرقه، ماهایانا، بر رهایی از طریق یک زندگی نیکوکارانه و شفقت ورزی تأکید می­ شود. با آنکه بودیسم تراوادا در سریلانکا، تایلند، برمه و بودیسم ماهایانا در مغولستان، تبت، ژاپن، کره، ویتنام و نپال گسترش یافته است لیکن فرقه دوم، ماهایانا، به دلیل ارائه تعبیر آزادانه­تری از تعالیم بودا از اقبال بیشتری برخوردار شده است. در حدود ۱۵۰ سال بعد از میلاد با شروع تجارت بین هند و چین، ایده­ ها و آیین­های فرقه ماهایانا به چین نیز راه پیدا نموده است ( دایره المعارف بریتانیکا،۲۰۰۳؛ به نقل از کاویانی،حاتمی و جواهری،۱۳۸۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:38:00 ب.ظ ]




 

در راستای تبعیت داور از اصول دادرسی، داوران می بایست در پی تقاضای رسیدگی از سوی خواهان ، خوانده دعوا را در جریان دعوای اقامه شده قرار دهد و به او مهلت کافی برای تدارک دفاع اعطا نماید البته در مقررات داوری الزامی برای تشکیل جلسه ی دادرسی مقرر نشده است و لذا داوران می‌توانند در صورت لزوم جلسه ای برای استماع اظهارات اصحاب دعوا تشکیل دهند. آن چه در داوری باید رعایت گردد، در نظر گرفتن حق دفاع خوانده در دعوای اقامه شده است ولذا اگر ثابت شودداور بدون در جریان گذاشتن خوانده از دعوای اقامه شده مبادرت به صدور رأی‌ نموده این امر می توانداز موجبات بطلان رأی‌ داور قلمداد شود.

 

در داوری های داخلی آن چه که عمدتاًً اشخاص را ترغیب می‌کند به جای مراجعه به دادگاه ، به داوری روی آورند تشریفات رسیدگی در محاکم است که گاه رسیدگی به دعاوی آن ها را پیچیده و طولانی می‌کند. قانون گذار ‌به این انگیزه طرفین نظر داشته و نخواسته کسانی را که از پیچ و خم های تشریفات دادرسی گریزان هستند در جریان داوری نیز ‌به این پیچ و خم ها گرفتار کند به همین جهت در ماده ۴۷۷ ق. ا. د .م داوران را آزاد گذاشته تا فارغ از مقررات آیین دادرسی مدنی نسبت به موضوع رسیدگی و رأی صادر نمایند این اقدام قانون گذار دلالت دارد که او به تأثیر مقررات آیین دادرسی در اطاله رسیدگی واقف است اما از آن جا که وحدت رسیدگی و نظم قضایی در سایر اجرای این مقررات به دست می‌آید، و عدالت سازمانی در اجرای این ضوابط است، لذا رعایت آن ها برای دادگاه الزامی است. عدم الزام داوران به رعایت تشریفات دادرسی نباید موجب این تصور شود که چون مقررات مربوط به داوری نیز جزء مقررات آیین دادرسی است لذا رعایت آن ها از طرف داوران لازم نمی باشد. مقنن برای جلوگیری از بروز این تصور در ماده ۴۷۷ تصریح نموده که داوران باید مقررات مربوط به داوری را رعایت کنند به عنوان مثال تقدیم نظریه و رأی داوری در مهلتی که قانون یا طرفین معلوم کرده‌اند از جمله مقررات مربوط به داوری است، شرکت در جلسات داوری توسط هر یک از داوران نیز از ضوابط مربوط به داوری است ‌بنابرین‏ به عنوان نتیجه باید گفت جز ‌در مورد مقررات مربوط به داوری ، داوران تابع سایر تشریفات و مقررات داوری نیستند این امر بدان معنا نیست که داوران اصول رسیدگی منصفانه و عادلانه را که بر آیین دادرسی حاکم است نادیده گیرند بلکه باید اصول و مبانی دادرسی بی طرفانه را در رسیدگی های خود رعایت کنند. لازم به ذکر است ماده ۶۵۷ قانون آیین دادرسی سابق بیان می داشت، داورها در رسیدگی و رأی تابع اصول محاکمه نیستند ولی باید شرایط قرارداد و داوری را رعایت کنند.

 

ماده ۴۷۷ که جانشین ماده فوق است صحیح تر تنظیم شده است چرا که داوران در زمان حاکمیت قانون سابق می توانستند مقررات داوری را که به صورت قانون تدوین شده بود زیر پا گذارند هرچند که قانون سابق در مقام بیان الزام داوران به رعایت مقررات داوری بود اما قانون جدید آیین دادرسی مدنی الزام آن ها از رعایت شرایط قرارداد داوری به رعایت مقررات داوری تغییر داده شده است، مقررات داوری نیز اعم است از آن چه که طرفین در قرارداد داوری مقرر کرده‌اند و آن چه که قانون مقرر داشته است.(مهاجری،۱۳۹۲ ،۲۶۷)

 

در این جا به بررسی اصول مشترک داوری و قضاوت که مکلف به رعایت آن ها می‌باشند اشاره می شود.

 

۱٫اصل تناظر: اصل تناظر که برخی از حقوق ‌دانان مثل دکتر غمامی در کتاب آیین دادرسی مدنی فراملی از آن به اصل تقابل یاد ‌کرده‌است(غمامی،۱۳۹۰) یکی از نشانه های نوعی و عملی بی طرفی و از اصول بنیادی دادرسی است که تضمین کننده ی برابری اصحاب دعوا در هر نوع دادرسی و تأمین کننده ی یک رسیدگی نوعاً عادلانه برای طرفین است و آن را از اصول فطری به شمار آورده اند اصل تناظر روح مقررات دادرسی و داوری است و اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که تقریباً همه ی مقررات دادرسی و داوری براین اصل استوار است یا باید باشد. این قاعده به اندازه ای غیرقابل اجتناب است که دیوان عالی کشور فرانسه در قرن ۱۹ آن را وابسته به حقوق طبیعی دانسته و اعلام نموده با توجه ‌به این که دفاع حق طبیعی است هیچ کس نمی تواند بدون این که مورد پرسش و برای دفاع از خود مورد خطاب قرار گرفته باشد محکوم گردد. به موجب این اصل، هر یک از اصحاب دعوا حق دارد تمام آن چه را که برای اثبات ادعای خود و کشف واقع لازم می‌داند طبق ضوابط مقرر، مطرح کند. هر یک از طرفین باید امکان مساوی داشته باشد تا آن چه را که برای اثبات حق خود و کشف حقیقت لازم می‌داند بیان کند و دلایل خود را ابراز نماید. داوران نباید بدون اینکه به یک طرف امکان اطلاع از اقدام طرف دیگر و فرصت مقابله را داده باشد، ‌در مورد قضیه ای تصمیم بگیرد ماده ۱۸ قانون داوری تجارت بین‌المللی اعلام ‌کرده‌است که (رفتار با طرفین باید به نحوی مساوی باشد و به هر کدام از آنان فرصت کافی برای طرح ادعا یا دفاع و ارائه ی دلایل داده شود) هر سندی که یکی از طرفین، در داوری ارائه می‌کند طرف مقابل هم باید امکان اطلاع از آن را داشته باشد.

 

۲-اصل توجه به ادلۀ موضوعی : ادله ی موضوعی ابزاری اند که عقلاً ادعای خود را با تکیه بر آن ها مطرح و قاضی یا داور را به کشف حقیقت هدایت می‌کنند و قاضی یا داور نیز به وسیله ی این ابزارها به عملی قابل اتکاء می‌رسند و آن را ملاک رأی خود قرار می‌دهند. این ابزارها را صراحتاً ادله ی اثبات دعوا می‌نامند. داور در رسیدگی به اختلاف علی القاعده فقط باید به ادله ی اثبات دعوا تکیه کند و نمی تواند داوری خود را به عملی که بدون اتکاء به ادله متعارف حاصل شده است،استوار نماید، به عبارت دیگر، معاف بودن داور از رعایت مقررات دادرسی مدنی ‌به این معنا نیست که داور از اتکا به ادله متعارف اثبات دعوا هم معاف باشد.زیراقضاوت ‌در دعاوی ‌بر اساس علم غیرمتعارف حتی برای پیامبران هم جایز نبوده است(پیامبر بزرگ اسلام: انّما اقضی بینکم بالبینات والایمان).

 

۳– اصل توجه به ادله ی حکمی :اصول و قواعد و قوانین ماهوی است که در حقیقت، قواعد زندگی جمعی انسان ها و خط مشی اشخاص در فضای حقوقی و در روابط حقوقی شان با هم است. قاعدتاً داور نمی تواند بدون توجه به ادله ی حکمی به طور دلخواه رأی صادر کند و الزاماًً باید در قضاوت خود، قواعد حقوق را مبنا قرار دهد.

 

۴- اصل رعایت شیوه ی واحد و ثابت در رسیدگی:بی گمان هر کاری نیاز به آشنایی با فن انجام آن کار دارد و رسیدگی به اختلاف هم از این قاعده مستثنا نیست پس رسیدگی یک فن است با این تفاوت که در کارهای دیگر می توان به اقتضای شرایط روش را تغییر داد.

 

هرچند داور در اداره جریان داوری آزادی عمل دارد(جنیدی،۱۳۸۸ ،۵۷)

 

ولی آزادی عمل ‌به این معنا نیست که بتواند خودسرانه روش را تغییر دهد زیرا روش رسیدگی منحصراًً به داور نیست و حقوق اصحاب دعوا هم در میان است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ب.ظ ]




 

۱٫ در یک جامعه مدنی، الزمات قانونی منعکس کننده بسیاری از ارزش‌های مورد قبول شهروندان است و بین قانون و اخلاقی بودن یک فصل مشترک وجود دارد اما حوزه اشتراک کامل نیست.

 

۲٫ الزامات قانونی سلبی‌اند حال آنکه استانداردهای اخلاقی اغلب ایجابی‌اند.

 

۳٫الزامات قانونی معمولاً بعد از استانداردهای اخلاقی وضع می‌شوند.

 

۲-۱-۶- ارتباط دین و اخلاق

 

رابطه دین و اخلاق از پرسابقه‌ترین بحث‌های اندیشه دینی است. فیلسوفان دین و عالمان علم اخلاق در زمینه ارتباط دین و اخلاق، اصالت دین یا اخلاق، ضمانت اجرایی اخلاق به وسیله دین، منشاگرفتن دین از اخلاق یا اخلاق از دین و سایر وابستگی‌ها و نیازمندی‌های دین و اخلاق سخن گفته اند. در اروپای مسیحی پیش از عصر نوزایی(رنسانس) که دوران تجدید حیات علوم و دانش‌های تجربی است اخلاق با دین مسیحیت همراه بود و مفاهیم اخلاقی از متون دینی گرفته می‌شد و از این رو از قداست و مرتبت ویژه‌ای برخوردار بود. اما پس از این دوره، کم‌کم صبغه دینی در اخلاق ضعیف شد و این اندیشه در اذهان دانشمندان و فلاسفه اروپا مطرح گردید که اصلا چه لزومی دارد ما اخلاق را از دین و از کتب مقدس بگیریم؟ بلکه ما می‌توانیم ‌بر اساس دستاوردهای علوم تجربی و ‌بر اساس فکر و اندیشه بشری، نظامی اخلاقی طراحی کنیم و آداب معاشرت و حدود رفتارهای اجتماعی انسان‌ها را مشخص سازیم. برخی از متفکران غربی از جمله کارل ریموند پوپر (متولد ۱۹۰۲ م) در قرن اخیر تا آن جا پیش رفتند که رسماً اخلاق منهای خدا را مطرح نمودند و اعلام داشتند که برای پرورش اخلاقی، انسان‌ها نیازمند اعتقاد به خدا نیستند(خواص، ۱۳۸۵) .

 

البته علی رغم اینکه برخی همواره سعی ‌داشته‌اند ‌در مورد ارتباط دین و اخلاق شبهه افکنی کنند، در مقابل عده ای نیز کوشیده اند ارتباط دین و اخلاق را آشکار سازند. به عنوان مثال یکی از نویسندگان غربی در اثر خویش می نویسد: «ادیان چه تعلیم یافته و چه تعلیم نایافته، در روند گفت و گویی جدی با مقتضیات حیات اخلاقی پدید می‌آیند و تحول می‌پذیرند. این ادیان، قوانین عمل، طریقه استدلال اخلاقی و معیارهای فضیلت را به تفصیل بیان می‌کنند. برای اینکه تعهد به حیات اخلاقی را تقویت کنند جهان را به صورت نظامی اخلاقی تصویر می‌کنند و در نهایت حاضرند این نظام اخلاقی را به صورتی اصلاح و تلطیف کنند که به همه اجازه دهند به عالی‌ترین مرحله فضیلت اخلاقی نائل شوند. سنت‌های دینی در همه این راه‌ها به تکامل اخلاقی بشر و خودشناسی وی کمک کرده‌اند. ادیان، آنچنانکه برخی متفکران قرن نوزدهم استدلال کرده‌اند به اخلاق، قابل تحویل نیست، چون دین به دغدغه‌ها و نیازهای مختلفی از انسان نظر دارد. میل زیبا شناختی، کنجاوی علمی و تاریخی، تمایلات آئینی و تعقلی، همه در ایمان دینی به نحوی بروز می‌یابند. ولی هیچ کس را یارای انکار این نیست که دغدغه‌های اخلاقی به اتم معنا از محوری‌ترین جنبه‌های حیات دینی بوده است.» (الیاده، ۱۳۷۴به نقل از لاریجانی،۱۳۸۹). تجربه نشان داده است آنجا که اخلاق از دین جدا شده است اخلاق خیلی عقب مانده است. هیچ یک از مکاتب اخلاقی غیر دینی در کار خود موفقیت نیافته اند.قدر مسلم این است که دین لااقل به عنوان یک پشتوانه برای اخلاق بشر ضروری است.خود فرنگی ها چنین نظر داده‌اند که اخلاق منهای دین پایه ای ندارد(شهید مطهری،۱۳۷۵). به طور کلی می‌توان همه نظریاتی را که درباره نسبت دین و اخلاق بیان شده است، در سه دیدگاه کلی مورد بحث قرار داد: تباین، اتحاد و تعامل.

 

۲-۱-۶-۱- نظریه تباین

 

‌بر اساس این دیدگاه، دین و اخلاق دو مقوله متباین هستند و هر کدام دارای قلمرو خاصی بوده، هیچ ارتباط منطقی میان آن ها وجود ندارد و همچون دو دایره جدای از هم می‌مانند که در هیچ نقطه‌ای با یکدیگر تلاقی ندارند.از نظر صاحبان این طرز تفکر، دین امری مربوط به رابطه انسان با خدا است؛ اما اخلاق بیانگر روابط آدمیان با یکدیگر است. ‌بنابرین‏، دین و اخلاق از لحاظ موضوع و متعلق هیچ وجه مشترکی ندارند (مصباح‌یزدی، ۱۳۷۸).

 

۲-۱-۶-۲- نظریه اتحاد

 

دومین دیدگاه کلی در باب ارتباط دین و اخلاق را می‌توان «نظریه قائل به اتحاد» نامید. ‌بر اساس این دیدگاه رابطه میان این دو، از نوع رابطه ارگانیکی و جزء و کل است. از نگاه اندیشمندان مسلمان،‌دین عبارت است از «مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق و احکام که خداوند به منظور هدایت مردمان و تأمین سعادت دنیوی و اخروی آنان به پیامبران وحی نموده است.» ‌بنابرین‏ قلمرو اخلاق جدای از قلمرو دین نیست، بلکه جزیی از مجموعه گسترده دین به حساب می‌آید (همان).

 

۲-۱-۶-۳- نظریه تعامل

 

دیدگاه سوم این است که هر کدام از دین و اخلاق دارای هویتی مستقل هستند اما در عین حال با هم در تعاملند و نوعی رابطه منطقی میان آن ها وجود دارد. از قبیل رابطه علیت و معلولیت، تأثیر و تأثر یا فعل و انفعال. یعنی هم اخلاق و هم دین از جهاتی نیازمند یکدیگرند (مصباح‌یزدی،‌۱۳۸۸).این دیدگاه طیف وسیعی از آرای جزئی‌تر را در درون خود جای می‌دهد که در اینجا تحت دو عنوان کلی نیازمندی‌های دین به اخلاق و وابستگی‌های اخلاق به دین، به برخی از وجوه تعامل میان این دو اشاره می‌کنیم:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:38:00 ب.ظ ]




 

شخصی با سند جعلی قصد انتقال و فروش زمینی واقع در مهرشهر کرج را می کند ، با مراجعه به یکی از دفترخانه های شهرستان رباط کریم از طریق آن اقدام به استعلام از اداره ثبت اسناد می کند و پاسخ آن را نیز دریافت می کند؛ که قبل از ثبت و تنظیم سند ، اداره آگاهی تهران کپی سند جعلی را از دفترخانه کشف می کند و سر دفتر دفترخانه را نیز دستگیر می کند. سر دفتر در بازجویی خود اعتراف می‌کند که با دریافت ۲۰ میلیون ریال از افرادی اقدام به استعلام این سند جعلی ‌کرده‌است و با قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون ریالی آزاد می شود.[۳۷]

 

با توجه به شرح واقعه:

 

۱) عمل سر دفتر جرم تام جعل در اسناد رسمی می‌باشد یا شروع به جرم مذکور ، در صورت جرم تام بودن عمل سر دفتر منطبق با کدام شق از شقوق ماده ۱۰۰ قانون ثبت می‌باشد؟

 

۲) اصولاً سر دفتر مرتکب جرمی شده است یا خیر ؟ در صورت مثبت بودن پاسخ نوع جرم ارتکابی چیست ؟

 

با توجه به اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها، تردیدی وجود ندارد که شروع به ارتکاب هر جرمی در صورتی قابل مجازات خواهد بود که ماده خاصی آن را جرم و قابل مجازات اعلام کرده باشد به تعبیری دیگر قانون مجازات اسلامی آن را پیش‌بینی کرده باشد.

 

اگرچه ماده ۵۴۲ قانون تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵ مجازات شروع به جرم جعل را حداقل مجازات تعیین شده در هر مورد دانسته و از طرفی قانون ثبت اسناد و املاک مجازات جاعل را همان مجازات حکم عام جعل یعنی مجازات پیش‌بینی شده در ماده ۵۳۲ قانون مجازات اسلامی (قانون تعزیرات) دانسته است لیکن، چون در قانون ثبت اسناد و املاک نسبت به مجازات شروع به جعل های پیش‌بینی شده ؛ حکم خاصی وجود ندارد و با توجه به اصل تفسیر به نفع متهم شروع به ارتکاب این قبیل اعمال غیرقابل مجازات خواهد بود.[۳۸]

 

لذا در پاسخ به سؤال اول باید گفت که عمل سر دفتر نمی تواند جرم تام جعل (اسناد رسمی) باشد زیرا عمل وی منطبق با هیچ یک از شقوق ماده ۱۰۰ قانون ثبت اسناد و املاک نمی باشد، به جز شق پنجم ماده مذکور در سایر شقوث باید سند (مجعوله) ثبت شود تا مشمول ماده شود ؛ در این واقعه هنوز سندی ثبت نشده است تا آن را جرم تام جعل در اسناد رسمی تلقی کنیم.

 

اگر چه سر دفتر عملیات مقدماتی برای ثبت سند مجعول یا انتقال مال غیر را انجام داده و بدون اراده وی جرم به اتمام نرسیده است (دخالت پلیس آگاهی) لکن ؛ چون قانون‌گذار شروع به جرم مذکور را جرم تشخیص نداده، لذا عمل سر دفتر شروع به جرم جعل در اسناد رسمی نیز نخواهد بود.

 

در پاسخ به سؤال دوم باید اشاره کنیم که سر دفتر مرتکب جرم ارتشاء شده است و برابر ماده ۳ قاونو تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری باید مجازات شود.

 

۴) غیرقابل گذشت بودن و غیرقابل تعلیق بودن مجازات بزه جعل اسناد رسمی

 

با توجه به ماده ۷۲۷ قانون تعزیرات ؛ جعل و تزویر در اسناد رسمی غیرقابل گذشت می‌باشد چرا که اسناد رسمی مربوط به حقوق عمومی بوده و قانون برای تنظیم و تهیه آن ها تشریفات خاصی پیش‌بینی ‌کرده‌است، لذا جعل و تزویر در آن ها قابل گذشت نخواهد بود ؛ به عبارتی کلیه جرایم مذکور در ماده ۱۰۰ قانون ثبت از جرایم عمومی بوده و تعقیب آن ها محتاج به شکایت شاکی خصوصی نیست و گذشت شاکی خصوصی هم موجب موقوف شدن اجرای حکم یا تعقیب نمی شود. همچنین به موجب بند ۲ ماده ۳۰ قانون مجازات اسلامی مجازات جعل و یا استفاده از سند مجعول غیرقابل تعلیق می‌باشد ولی قابل تخفیف خواهد بود (ماده ۲۲ قانون مذکور).

 

۲۹-۲ جعل ارتکابی توسط شاغلین ثبت اسناد

 

کارمندان اداره ثبت اسناد و املاک نیز مانند دیگر کامندان دولت ، جزء دولت محسوب شده و عوامل آن محسوب می‌شوند و چنانچه در اجرای وظایف محوله مرتکب خطا و قصور و تخلفی شوند مثل آن است که خود دولت مرتکب آن خطا و تخلف شده است، لذا آبرو و حیثیت دولت را به خطر می اندازند. از آنجایی که کارمندان سازمان ثبت اسناد و املاک جزء ، زیرمجموعه های دستگاه قضائی کشور نیز می‌باشند ؛ در صورت تخلف و قصور کارکنان آن، می توان گفت که دستگاه قضائی کشور نیز دچار لطمه حیثیتی می شود.

 

ماده ۱۰۳ قانون ثبت از جمله جرائمی است که کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک در صورت ارتکاب آن علاوه بر تضییع حق دیگران نه تنها آبرو و حیثیت سازمان خود را به خطر انداخته اند بلکه به عنوان عامل دولت، به آبرو دولت نیز لطمه وارد نموده اند لذا کارمندان این سازمان باید خود را امین اسناد و اموال مردم بدانند و باید هوشیار باشند که در دام دلالان و کلاهبردار نیفتند. متاسفانه در عمل بعضی از کارکنان ضعیف النفس در دام شیادان گرفتار می‌شوند و با صدور تصدیقات خلاف واقع موجب از بین رفتن موقعیت سازمان ثبت اسناد در نزد افکار عمومی می‌شوند و از طرفی باب را برای کلاهبرداران و جاعلان می گشایند تا آن ها به راحتی اموال مردم را تصاحب نمایند.

 

صدور محکومیت یازده متهم یک پرونده اقتصادی در شعبه ۱۱۹۳ دادگاه عمومی مستقر در مجتمع قضائی امور اقتصادی تهران، گویای این مطلب است. در این پرونده یازده نفر متهم به جرائمی از جمله جعل و شروع به جعل و تحصیل در اراضی دولتی از طریق نامشروع، استفاده از سند مجعول، معرفی مال غیر به عوض مال خود، انتقال مال غیر بدون مجوز قانونی، اهمال و تفریط در انجام وظیفه منجر به تضییع اموال و وجوه دولتی، مشارکت در تصدیق خلاف واقع توسط مستخدمین و کارکنان ثبت اسناد و املاک و فراهم نمودن موجبات تحقق جرم ارتشاء هستند.

متهم ردیف اول، با اطلاع جامع و کامل از قوانین ثبتی و ارضی، در آمیختن موضوعات غیرمرتبط، استفاده از مصطلاحات ثبتی و تغییر وضعیت و موقعیت اراضی و تفکیکی و مشاعی در نقشه های ترسیمی و محل وقوع اراضی که مغایر با وضعیت واقعی آن ها بوده، من غیر حق مدعی مالکیت بیش از چهار میلیون مترمربع از اراضی دولتی در حوزه ثبتی ساوجبلاغ شده است.[۳۹]

 

ملاحظه می فرمایید که چگونه مستخدمان و مأموران دولتی و صاحبان حرفه های مهم اجتماعی به ویژه کارکنان اداره ثبت اسناد و املاک که خود از متهمان پرونده بوده اند، در جهت تأمین منابع نامشروع جاعلان و کلاهبرداران برآمده اند و اسناد مالکیت اراضی دولتی را به نام آن ها صادر نموده اند در حالی که باید امین دولت و مردم باشند!

 

در اینجا است که اهمیت تصدیقات و گواهی های صادره از سوی کارکنان ثبت اسناد پیدا می شود.

 

ما در این فصل در سه گفتار عناصر تشکیل دهنده جرم مذکور در ماده ۱۰۳ قانون ثبت را بررسی خواهیم کرد.

 

۳۰-۲ عنصر قانونی

 

همان‌ طور که می‌دانیم عنصر قانونی عبارت است از اینکه قانون‌گذار برای فعل یا ترک فعل در قانون مجازات تعیین نماید و به عنوان جرم بشناسد. در ماده ۱۰۳ قانون ثبت اسناد نیز قانون‌گذار تصدیقات خلاف واقعی را که توسط مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک عامداً داده شود ، جرم محسوب نموده و صادرکننده آن را در حکم جاعل در اسناد رسمی می‌داند.

 

ماده ۱۰۳ قانون ثبت چنین مقرر می‌دارد :

 

«هر یک از مستخدمین و اجزای ثبت اسناد و املاک عامداً تصدیقاتی دهد که مخالف واقع باشد در حکم جاعل اسناد رسمی خواهد بود. »

 

چند نکته در این ماده قابل توجه است :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 07:51:00 ق.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ۲-۱ : مقایسه­ ویژگی کالاها و خدمات (منوریان و امیری، ۱۳۸۴) کالاها خدمات محسوس

 

متجانس

 

جدایی تولید و توزیع از مصرف

 

ایجاد ارزش اصلی در کارخانه

 

مشارکت نکردن مشتریان در فرایند تولید

 

امکان ذخیره­سازی

 

انتقال مالکیت

نامحسوس

 

نامتجانس

 

همزمانی فرایندهای تولید، توزیع و مصرف

 

ایجاد ارزش اصلی در تعاملات خریدار- فروشنده

 

مشارکت مشتریان در فرایند تولید

 

عدم امکان ذخیره­سازی

 

عدم انتقال مالکیت

۲-۲-۱-۳- اهمیت نیروی انسانی در سازمان­ های خدماتی

 

در دوره­ای که جهانی شدن و آزادی اقتصادی فراگیر شده، کارکنان در حال تبدیل به یک مزیت رقابتی در سازمان­ها هستند. یک کسب و کار ممکن است که با تعدادی از کارکنان متوسط مدیریت شود، اما کارکنان شایسته می ­توانند موجب بالارفتن سطح کسب و کار و ترقی آن شوند. به همین ترتیب کارکنان ناشایست می ­توانند یک امپراطوری کسب و کار بزرگ را به سوی سقوط و نابودی بکشانند. در بازار فشرده و پُر از رقابت کنونی، حفظ کارکنان شایسته و همچنین توسعه وفاداری کارکنان به سازمان، پیوسته اهمیت پیدا کرده و به یک چالش دائمی تبدیل گردیده است.

 

نیروی انسانی ماهر، متخصص، دانش­مدار، مشتاق و خلاق امروزه یکی از مزایای رقابتی سازمان­ها بوده و داشتن چنین کارکنانی برای هر سازمانی یک مزیت و راهی به سوی ترقی و پیشرفت است. در سایه کارکنان ماهر است که کارها به درستی انجام می­پذیرد، این کارکنان دانش­مدار و یادگیرنده هستند که دائماً خود را با دانش روز تطبیق می­ دهند و به بهترین شکل وظایفشان را انجام می­ دهند، این نیروی انسانی خلاق و نوآور است که روش­های نوین تولید و خدمات­رسانی را ابداع می­ کند یا موجب تسهیل این فرایند می­ شود.

 

بدون شک انسان به عنوان برترین مخلوق، توانایی‌های فراوانی دارد که می ­تواند آن ها را در راستای پیشبرد اهداف و دستیابی به رسالت سازمان به کارگیرد. این مهم نیازمند فراهم آوردن شرایط و پیشنیازهای لازم برای کارکنان بوده و سرمایه ­گذاری و توجه همه جانبه به منابع انسانی را می­طلبد. همین اهمیت و لزوم توجه به جوانب مختلف نیازهای کارکنان و وجهه­های مختلف رفتار کارکنان در سازمان بوده که موجب پیدایش و گسترش نظریات رفتار سازمانی شده است (طه زاده، ۱۳۹۲).

۲-۲-۱-۴- ویژگی­های اجتماعی – جمعیت­شناسی کارکنان

 

محققان بسیاری به بررسی ویژگی­های جمعیت­شناختی و اجتماعی کارکنان بر متغیرهای وابسته مختلف پرداخته­اند که از مهمترین آن ها ‌می‌توان به فرح­آبادی و همکاران (۱۳۹۱)؛ دانایی و همکاران (۱۳۹۲)؛ روحی­پور(۱۳۹۲)؛ سرین[۳] و همکاران (۲۰۱۳)، سیلر و همکاران (۲۰۱۳). در تحقیق حاضر، پس از بررسی ادبیات تحقیق، برخی از ویژگی­های مهم جمعیت­شناسی کارکنان شناسایی شد که عبارتند از:

 

مدت ارتباط با مشتری: به مدت زمانی که مشتری با این بانک ارتباط دارد اشاره دارد.

 

سن: شامل سن افراد ارائه دهنده خدمات است.

 

جنسیت: به مرد یا زن بودن کارکنان اشاره دارد.

 

میزان دارایی نقدی: میزان دارایی که به صورت پول نقد کارکنان دارند.

 

تعداد ارائه­دهندگان خدمات: تعداد کارکنانی که خدمات خاص را در بانک ارائه می­ دهند.

 

وضعیت کارکنان: شامل وضعیت استخدامی کارکنان است که به صورت قراردادی، پیمانی و استخدامی هستند.

 

نوع ارائه خدمات در شغل: شامل نوع خدماتی که در بانک توسط کارکنان بانک ارائه می شود. شامل افتتاح حساب، اعطای تسهیلات، … که در این تحقیق با مقیاس­های ارائه دهنده تسهیلات، صندوقدار، سایر موارد سنجیده می­ شود.

 

۲-۲-۱-۴- تأثیر سیستم مشارکت در تحقق اهداف مؤسسه‌

 

همکاری و مشارکت افراد سازمان در تصمیم ­گیری­ها و تعیین اهداف سازمان باعث افزایش کارائی و بهره ­وری کارکنان می­ شود. زمانی که کارکنان در تعیین اهداف سازمان و تصمیم ­گیری­های مربوط به امور سازمان مشارکت دارند، دید کامل­تر و همه جانبه­ای نسبت به امور و اهداف پبدا ‌می‌کنند و باعث می­ شود کارها و فعالیت­هایی که در جهت رسیدن ‌به این اهداف انجام می­ دهند با آگاهی و دقت بیشتری انجام دهند. مشارکت کارکنان در تصمیم ­گیری­ها باعث می­ شود آنان حس نزدیکی و وفاداری بیشتری به سازمان داشته باشند.

 

بدین ترتیب شرکت دادن افراد در هدفگذاری­ها، تنظیم و اجرای اهداف مؤسسه، طریق عمده دیگری برای نزدیک ساختن فرد به سازمان است. فردی که در سازمان مورد مشورت و نظرخواهی قرار ‌می‌گیرد و در تصمیمات و امور مشارکت و به عبارتی در تعیین اهداف مؤسسه‌ شرکت نماید احساس می­ کند که سازمان متعلق به اوست و هدف او و سازمان یکی است. اما در آنجا که هدف شخص با مؤسسه هیچگاه یکسان نمی شود، بلکه تلاش در آن است که حتی­المقدور اهداف مذکور به هم نزدیک شده و از شدت تضاد کاسته می­ شود.

 

۲-۲-۱-۵- اهداف مشارکت کارکنان

 

هدف از مشارکت آن است که با دخالت دادن کارکنان در فرایند تصمیم ­گیری از میزان برخوردها و تعارضات موجود بین مدیران و کارکنان کاسته شود و طرفین کار با داشتن حق و فر صت مساوی برای تبادل نظر و تصمیم گیری درباره مسائل سازمانی، خود را متعلق به گروه واحدی بدانند که در جهت تحقق اهداف مشترک فعالیت ‌می‌کنند. مشارکت کارکنان دارای ۳ هدف است:

 

۱٫ هدف اقتصادی: مشارکت کارکنان سبب افزایش کمی و کیفی بهره وری در سازمان می­ شود.

۲٫ هدف اجتماعی: مشارکت کارکنان باعث تقویت همکاری در طرفین می­ شود.

 

۳٫ هدف روانی: میزان برخوردها را کاهش و محیط کاری سالم و مناسبی را به وجود. آورده و به آرامش محیط کار کمک می­ کند. استقرار نام مشارکت در مدیریت ارزش عامل انسان در سازمان را به رسمیت می­شناسد و به جنبه انسانی کار توجه بیشتری معطوف می­گردد و موجب رضایت کارکنان می­گردد.

 

۲-۲-۲- ارزش خدمات و اهمیت آن

 

مشتری، اصلی ترین منبع سودآوری و رشد بانک است و بانکداران بر این نکته که رمز موفقیّت و تداوم بقاء بانک­ها، جذب، حفظ و نگهداری مشتریان است، تفاهم دارند. به همین دلیل، موضوع مشتری محوری در بانک­ها نیز از اولویت خاصی برخوردار است، تا آ نجا که مشتری محوری جزء ذاتی بانکداری محسوب شده و کسب و کار بانکداری، بدون رضایتمندی و خشنودی مشتریان، مقبول و موفق نخواهد بود. مهم­ترین وجه مشتری محوری و فاخرترین مفهوم در این رابطه موضوعی است که در سال­های اخیر، تحت عنوان ارزش­آفرینی مطرح می­ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:36:00 ق.ظ ]




 

فقها مقدار دیه را در جنایت عمدی صد شتر گفته­اند که باید این شتران سالدار و به اصطلاح از «مسان الابل»۱ باشند و بنا به تفسیری که کرده ­اند، سال عمر این شتران باید از پنج سال تجاوز کرده و وارد سال ششم شده باشند و نیز می ­تواند دویست گاو یا دویست حله یا هزار دینار یا ده هزار درهم یا هزار گوسفند باشد.

 

تعیین صد شتر از شتران مسان الابل بدین صورت قابل توجیه ‌می‌باشد. در جنایات عمدی که دیه مغلظه (سنگین و شدید) است به دلیل اینکه جانی تعمد در فعل و نتیجه داشته است، می­بایست غرامت بیشتری نسبت به دیگر جنایات که خفیفتر از جنایات عمدی ‌می‌باشد بپردازد والا در قتل خطای محض و شبه عمد همان­طور که خواهد آمد سن و سال شتران کمتر و طبعاً بهایشان نیز نازل­تر است. دلیل شیعه اخبار و اجماع فقهاست، احتیاط هم همین را حکم می­ کند که برای حصول قطعی برائت ذمه بالاترین نوع شتر انتخاب شود.

 

امام خمینی (ره) در این زمینه در تحریر می فرمایند:۲«‌بنابرین‏ شتر باید سالدار باشد یعنی فزون از پنج سال تمام داشته و داخل شش سال شده باشد، اصطلاحاً ‌به این شتر «ثنیه»۳ هم می­گویند». بعد می­فرماید احوط آن است که نر بودن را در شتر اعتبار کنیم، اگر چه عدم اعتبار هم خالی از قوت نیست.

 

صاحب جواهر می­گوید:۴ «در این باره هیچ خلافی به چشم نمی­خورد و همه فقها بر اشیاء شش­گانه فوق اتفاق کرده ­اند که باید یکی از آن ها اختیار شود و این اختیار جانی است که از هر کدام بخواهد دیه می­دهد، خواه نر خواه ماده.»

 

شهید اول در لمعه می­گوید مقدار دیه قتل عمد یکی از امور شش­گانه ذیل ‌می‌باشد.

 

١- مسان جمع مسن یا مسنه (سالدار) است

 

۲- امام خمینی، پیشین، جلد ۲، ص ۵۵۴

 

۳- ثنیه به شتر پنج سال به بالا می­گویند

 

۴- نجفی، پیشین، ج ۴٢، ص ۶ و ٧

 

۱-یک صد شتر که پنج سال یا بیشتر داشته باشند. ۲- دویست گاو ۳- دویست حله که هرکدام دو جامه از برد یمانی است ۴- هزار گوسفند ۵- هزار دینار ۶- ده­ هزار درهم

 

‌در مورد تبدیل مصادیق دیه به قیمت تبصره یک ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی اشعار می­دارد: «قیمت هر­یک از امور شش­گانه در صورت تراضی طرفین و یا تعذر همه آن ها پرداخت می­ شود». همان­طور که ملاحظه می­ شود قانون­گذار در بدو امر نظر بر عین اجناس شش­گانه داشته است و در مرحله بعد در دو صورت پرداخت قیمت را جایز می شمرد، اولین مورد زمانی که تراضی صورت گیرد .۱

 

به نظر می­رسد این تبصره دچار اشکال ‌می‌باشد. همان­طور که می­دانیم در قتل شبه­عمد و خطای ­محض به دلیل عدم تعمّد قصاص منتفی و دیه جایگزین آن می­ شود. در این قسمت ایرادی دیده نمی­ شود اما در قتل عمد مطابق ماده ۲۰۵ قانون مجازات اسلامی که مجازات اصلی قصاص ‌می‌باشد و دیه بدل از قصاص و بر اساس توافق اخذ خواهد شد، دیگر تراضی بر پرداخت هریک از اجناس شش­گانه موضوعیت نخواهد داشت.

 

برای نمونه اولیای­دم و قاتل در قتل عمدی که مجازات اصلی آن قصاص ‌می‌باشد توافق ‌می‌کنند در صورت عدم قصاص مبلغ یک­صد میلیون تومان پرداخت شود حال اگر این تبصره را در قتل عمد جاری بدانیم دیگر نمی­ توان از قیمت هریک از این اجناس فراتر رفت.

 

دومین موردی که قیمت پرداخت می­ شود زمانی است که در پرداخت اعیان شش­گانه تعذر وجود دارد که در این مورد باید تعذر عرفی باشد۲ و منظور از آن عدم وجود یا مشقت در تسلیم این اجناس ‌می‌باشد.

 

‌در مورد جنایت بر اعضا لازم به ذکر است با توجه به ماده ۳۶۷ قانون مجازات اسلامی مقدار دیه همانند دیه قتل نفس مقرر شده است و در موردی که جنایت به مرگ نمی انجامد به میزان جنایت

 

۱- رأی وحدت رویه دیوان عالی کشور به شماره ۲۴ مورخ ۲۱/۱۰/۱۳۶۲

 

۲- نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه به شماره ۶۲۰/۷ مورخ ۱۳/۳/۱۳۷۲

 

می بایست یکی از مصادیق دیه ادا شود برای نمونه اگر در اثر جنایتی یکی پای مجنی علیه قطع شود پنجاه شتر به عنوان دیه به وی پرداخت می شود.

 

حنفیان و در رأس ان ابوحنیفه و ابویوسف از شاگردان او دیه عمد را مغلظه و مرکب از چهار نوع شتر دانسته ­اند، بیست و پنج بنت مخاص۱، بیست و پنج بنت لبون۲، بیست و پنج بنت حقه۳، بیست و پنج بنت جذعه۴.

 

گفتار دوم: در جنایات شبه­عمد

 

مقدار دیه در جنایت شبه عمد همانند قتل عمدی یکی از مصادیق ماده ۲۹۷ قانون مجازات اسلامی ‌می‌باشد و قانون­گذار تمایزی میان انواع جنایات قائل نشده است و تعداد هر یک از مصادیق دیه مساوی است مگر درباره شتر در ماده ۲۹۸ قانون مجازات اسلامی که سن و سال خاصی را شرط دانسته است. به مثابه دیگر قانون­گذار در باب دوم از کتاب چهارم در باب مقدار دیه نفس از واژه «دیه قتل مسلمان» استفاده نموده است و از تفکیک جنایات صحبتی به میان نیاورده است مگر ‌در مورد شتر که توضیح داده شد. به همین دلیل می­بایست بحث را در قالب فقهی بررسی کرد و اقوال مختلف فقها و روایات را در این زمینه بیان نمود.

 

اما بهتر می­بود قانون­گذار همان­طور که در مبحث مهلت­ها ۵و مسئولین۶ پرداخت دیه میان جنایات تفکیک قائل شد و برای جنایت عمدی تسهیلات کمتر و جنایت غیر عمدی (شبه عمد و خطای محض) تسهیلات بیشتری در نظر می­گرفت در مقدار دیه نیز بنا بر این اصل چنین عمل می­کرد.

 

از طرفی صحت این نظر مورد تردید واقع می شود چرا که در جنایات دو طرف داریم یکی جانی و دیگری مجنی علیه که مورد نقصـان و ضرر واقع شده است که نباید میان خسارتـی که از جنایـت

 

۱- بنت مخاص: شتر ماده­ای است که داخل دوسالگی شده باشد.

 

۲- بنت لبون: شتر ماده دو تا سه سال را گویند.

 

۳- حقّه: به شتر سه تا چهار ساله گفته می­ شود.

 

۴- جذعه: به شتر چهار تا پنج سال گفته می­ شود

 

۵- مواد ۳۰۴ الی ۳۱۵ قانون مجازات اسلامی

 

۶- مواد ۳۰۲ و ۳۰۳ قانون مجازات اسلامی

 

عمدی و شبه عمد و خطای محض بر وی تحمیل می­ شود تفکیک قائل شد و در هر حال جنایت مستوجب دیه است و فرقی میان انواع جنایات نیست در هر صورت جانی می بایست از عهده پرداخت آن برآید فلذا نتیجه می­گیریم که قانون­گذار به درستی میان انواع جنایات در تعیین مقدار دیه تفکیک قائل نشده است، چرا که ممکن بود حق مجنی­علیه زایل شود چرا که هدف پرداخت دیه در این موارد مجازات نمودن جانی نیست بلکه پرداخت خسارت است و در پرداخت خسارت در مقدار دیه نباید اختلافی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:21:00 ق.ظ ]




 

    1. با وجدانی (منظم، مسئول، قابل اعتماد)

 

    1. ثبات عاطفی[۱۸۵] (در برابر نوروزگرایی)

 

  1. عقل[۱۸۶] یاانعطاف پذیری

این عوامل به عنوان ۵ عامل بزرگ شناخته شدند. عنوان انتخاب شده نه تنها بزرگی

درونی شان را منعکس می کند، بلکه بر این تأکید دارد که هر یک از این عوامل بی نهایت گسترده هستند. ‌بنابرین‏، این ساختار، فقط ‌به این معنا نیست که تفاوت های شخصیتی می‌توانند به ۵ عامل کاهش یابند، بلکه به بیان دقیق تر این ۵ بعد، گسترده ترین سطح از چکیده ی شخصیت را نیز نشان می‌دهد (پروین، ۱۳۸۹).


۲-۲-۱۲-۴-۵-۲- تفسیر ابعاد نظریه شخصیتی مک کری وکاستا

۱- روان رنجورخویی: مؤثرترین قلمرو مقیاس های شخصیت، تقابل سازگاری با ثبات عاطفی یا سازگاری با روان رنجورخویی می‌باشد. تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت و احساس گناه از ویژگی های افراد روان رنجور است. مطالعات نشان می‌دهد، افرادی که مستعد یکی از این وضعیت های عاطفی هستند، احتمالاً وضعیت های دیگری را نیز تجربه می‌کنند، شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری شوند. این افراد کمتر قادر به کنترل تکانش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می‌آیند (وایت، هندریک و هندریک[۱۸۷]، ۲۰۰۴). خصوصیت عمده روان رنجورخویی اضطراب است که به طور مستقیم ابراز یا تجربه می شود (شاهنده، ۱۳۸۷). چامور، پرموزیک و فورنهام[۱۸۸] (۲۰۰۹) روان رنجوری را عاملی از شخصیت می دانند که در یک سوی پیوستار ثبات عاطفی بالا و اضطراب پایین و در سوی دیگر پیوستار بی ثباتی عاطفی و اضطراب بالا قرار دارد. افراد با نمره بالا در این مقیاس با عواطف غیر منطقی بیشتر و ناتوانی در مهار رفتار برانگیزاننده و ضعف در حل مسائل و سازگاری با شرایط دشوار مشخص می‌شوند. برعکس افرادی که دارای نمره پایین در عامل روان رنجور خویی هستند، از ثبات عاطفی برخوردار بوده و آرام، معتدل و راحت هستند و می‌توانند با موقعیت های تنیدگی زا بدون آشفتگی یا اضطراب مقابله کنند.

افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، تکانشگری، کم رویی و آسیب پذیری، شش صفت اصلی تشکیل دهنده روان رنجورخویی هستند (گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

۲- برون گرایی : برون گرایی نشانگر ویژگی هایی مانند جامعه گرا بودن، دوست داشتن مردم، ترجیح ‌گروه‌های بزرگ و گردهمایی ها، با جرئت، فعال و پرحرف بودن است. این افراد برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و مایلند که بشاش باشند (استامپ و پارکر[۱۸۹]؛ به نقل از نصوحیان، ۱۳۹۱). هم چنین آن ها سرخوش، با انرژی و خوش بین نیز هستند. مقیاس های حیطه برون گرایی همبستگی بالایی با ریسک های بزرگ در مشاغل دارند. هر قدر که نشان دادن مشخصات افراد برون گرا آسان است به همان اندازه نشان دادن مشخصات افراد درون گرا دشوار است. در برخی از توصیف ها، درون گرایی باید به منزله فقدان برون گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون گرایی. از این رو افراد درون گرا خود دارترند تا غیر دوستانه، ‌مستقل‌اند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیرجوش، افراد درون گرا لزوماًً از اضطراب های اجتماعی رنج می‌برند (گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

مؤلفه های فرعی این بعد عبارتند از: گرمی، گروه گرایی، قاطعیت، فعالیت، هیجان خواهی و هیجان های مثبت(گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

۳- تجربه پذیری: در تست NEO این عامل وسیع ترین بعد تحقیق می‌باشد. اشخاص تجربه گرا هم درباره دنیای درونی و هم درباره ی دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن ها از لحاظ تجربه غنی است و تمایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیر متعارف دارند و بیشتر و عمیق تر از اشخاص دیگر هیجان های مثبت و منفی را تجربه می‌کنند. این افراد به واسطه تجربه مایلند که مبتکر، تخیلی و جسور باشند (گروسی فرشی، ۱۳۸۰). این گونه افراد از هنر و طبیعت لذت می‌برند، در جستجوی اطلاعات درباره انسان و جهان هستند و برای حل مشکلات راه حل های جدید را جستجو می‌کنند. افرادی که در این بعد نمره پایینی کسب می‌کنند، تمایل به داشتن رفتار متعارف و حفظ دیدگاه خود دارند، تازه های آشناتر را ترجیح می‌دهند و پاسخ هایی عاطفی شان خیلی محدود است (اشتون[۱۹۰] و همکاران ، ۲۰۰۴). هم چنین تجربه پذیری بیان گر تصور فعال، احساس زیبا پسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت است و با خلاقیت، عقل، فلسفه گرایی، استعداد، فرهیختگی، بذله گویی و خلاف عرف بودن در برابر مطیع و سربه راه بودن مشخص می شود (فاضلی، ۱۳۸۸).

صفات فرعی این بعد شامل تخیل، زیباپسندی، احساس ها، اعمال، عقاید و ارزش ها می‌باشد(گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

۴- توافق پذیری(سازگاری): همانند برون گرایی، توافق پذیری مقدمتاً بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد سازگار اساساً نوع دوست است. او نسبت به دیگران همدردی کرده و تمایل دارد که به آن ها کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند. در مقابل فرد ناسازگار، ستیزه جو، خودمدار و نسبت به دیگران شکاک بوده و هم چنین رقابت جو است تا همکاری کننده. ‌در مورد این بعد هم باید توجه داشت که هیچ یک از دو نقطه ابتدا و انتهای آن دارای مطلوبیت نیستند و لزوماًً ‌در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی باشند. نمره پایین سازگاری با حالات خود شیفتگی، ضد اجتماعی و حالات شخصیتی پارانوئید همراه بوده، در حالی که نمره بالا در این عامل با اختلال شخصیتی وابسته همراه است (اشتون و همکاران، ۲۰۰۴).

اعتماد، رک گویی، نوع دوستی، همراهی، تواضع و دل رحم بودن شش صفت تشکیل دهنده این بعد می‌باشند(گروسی فرشی،۱۳۸۰).

۵- وظیفه شناسی (با وجدانی): آخرین عامل از عامل های بزرگ شخصیتی، وظیفه شناسی می‌باشد. افراد با وجدان، هدفمند، با اراده و مصمم هستند. هم چنین سخت کوش، جاه طلب و پرانرژی بوده و در برابر مشکلات استقامت می‌کنند و دقیق هستند (فورتوناتو و فوری[۱۹۱]، ۲۰۰۹). افراد مؤفق، موسیقیدانان بزرگ و ورزشکاران مشهور این صفات را در حد بالایی دارند. نمره بالا در وظیفه شناسی با مؤفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. نمره پایین در این بعد موجب می شود که فرد از باریک بینی لازم، دقت، پاکیزگی زیاد و محتاط بودن اجتناب نماید. با وجدانی جنبه ای از آن چیزی است که «منش» نامیده می شود، افراد با نمره بالا در باوجدانی، دقیق، خوش قول، قابل اعتماد، سخت کوش ، متمایل به پیشرفت و مطمئن می‌باشند. اما افراد با نمره پایین در با وجدانی در به کارگیری اصول اخلاقی چندان دقیق نیستند و برای رسیدن به اهدافشان سست هستند (گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

صفات فرعی این بعد شامل کفایت، نظم و ترتیب، تلاش برای موفقیت، منضبط بودن، وظیفه شناسی و محتاط بودن در تصمیم گیری می‌باشد(گروسی فرشی، ۱۳۸۰).

جدول ۲-۱: ویژگی های افراد با نمره بالا و پایین در هر یک از ابعاد شخصیتی (پروین، ۱ ۹۹۴؛ به نقل از رادپور، ۱۳۹۱).






















نمره بالا ابعاد/ ویژگی ها نمره پایین نگران، عصبی، هیجانی، ناایمن، بی کفایت،

خود بیمار انگاری روان رنجورخویی(N)

سازگاری ‌در مقابل‌ ثبات هیجانی را می سنجد. افکار غیرواقعی، امیال افراطی و پاسخ های غیر انطباقی به هنگام رویارویی را شناسایی
می‌کند. آرام، ایمن، رضایت از خود، پرطاقت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 05:26:00 ب.ظ ]




 

تحقیق اندلر و پارکر(۱۹۹۴).در جامعه ی کانادا نشان داد که زنان در مقایسه با مردان به کاربرد راهبردهای مقابله هیجانی و اجتنابی گرایش بیشتری دارند.

 

پتاسک و همکاران(۱۹۹۲،به نقل از تروپ،۱۹۹۴)رویدادهای زندگی و چگونگی مقابله با آن را در دانشجویان مطالعه کردند.نتایج نشان داد که دانشجویان پسر بیشتر از رویارویی مبتنی بر مسأله و دانشجویان دختر از رویارویی مبتنی بر هیجان استفاده می‌کنند.در زمینه استرس هم مشخص شد استرس خانوادگی و بیماری در دختران بیشتر از پسران است،در صورتی که در پسران استرس اقتصادی بیشتر از دختران گزارش شده است.

 

در زمینه ارجحیت شیوه رفتاری یا شناختی مقابله نیز،شیفمن(۱۹۸۹،به نقل از موس و اسکافر،۱۹۹۳؛به نقل از خدایاری فرد و پرند،۱۳۸۵)‌به این نتیجه رسید که هر دو شکل پاسخ مقابله ای((رفتاری و شناختی)موثرند،ضمن آنکه ترکیب هر دو نوع نیز بر انتخاب جداگانه هر کدام برتری دارد.

 

پتروسکی و بیر کی مر،(۱۹۹۱) مشاهده کردند که مقابله مستقیم قوی ترین عامل پیش‌بینی کننده نشانه های روان‌شناختی است.علاوع بر آن،۲۵ تا ۳۵ درصد افرادی که نشانه های بیماریرا گزارش می‌کردند،به میزان کمی از راهبردهای مقابله مؤثر استفاده کرده و رویدادهای تنش زای اخیر زندگی خود را با شدت بیشتری ادراک می کرد.

 

لایو (۱۹۹۸)، فرانک استومبرگ (۱۹۹۰)، کلارک والستون (۱۹۹۲)، برانون و فیست (۲۰۰۰) نشان دادند که آزمودنی‌های با ادراک کنترل در مقایسه با گروه گواه از سلامت بهزیستی و کیفیت زندگی بهتری برخوردارند.

 

ماورولی، پترایدز، ریف و باکر[۴۹] (۲۰۰۷) در نمونه‌ای از ۲۸۲ نفر نوجوان، رابطه بین صفت هوش هیجانی و بهزیستی روانشناختی را مورد بررسی قرار دارند. نتیجه ها حاکی از ارتباط مثبت بین این دو متغیر است و نشان داده شد که افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند نسبت به آنهایی که هوش هیجانی کمتری دارند، در ابتلا به اختلال‌های روانشناختی، آسیب‌پذیری کمتری را گزارش می‌کنند.

 

چاو(۲۰۰۷)در مطالعه ی خود نشان داد زنان دانشجو دارای سطح بالاتری از بهزیستی روانشناختی در مقایسه با مردان دانشجو هستند.همچنین زنان در مقایسه با مردان دارای خود پنداره مثبت تر،ارتباط مثبت با دیگران و پیشرفت تحصیلی بیشتری بودند.

 

کی یس و همکاران(۲۰۰۲) در مطالعه ی خود نشان دادند افرادی با تحصیلات دانشگاهی و سطوح بالا از نظر نیمرخ بهزیستی روانشناختی در سطح مطلوبتری نسبت به افرادی با تسهیلات پایین ترقرار دارند.علاوه بر این با افزایش تسهیلات بهزیستی روانشناختی هم افزایش می‌یابد.

 

هایس و جوزف(۲۰۰۳) در مطالعات خود نشان دادند از بین پنج عامل بزرگ شخصیت برونگرایی و روان رنجور خویی قوی ترین پیش‌بینی کننده های وضعیت بهزیستی افراد می‌باشد.

 

تسائوسیس و نیکولا (۲۰۰۵) رابطه بین هوش هیجانی و سلامت روانشناختی ونیزسلامت جسمی را مورد بررسی قرارداده ورابطه معنی داری به دست آوردند.

 

فصل سوم

 

روش پژوهش

 

روش تحقیق

 

این پژوهش از نظر هدف کاربردی و بر حسب گرداوری داده ها طرح آن همبستگی است.

 

متغیرها

 

متغییر ملاک :بهزیستی روانشناختی

 

متغییر پیش بین:مهارت های مقابله ای و کیفیت زندگی

 

متغییر کنترل:سن

 

متغییر تعدیل گر:جنسیت

 

جامعه آماری

 

جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی مرکز کرمانشاه است که در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در این دانشگاه تحصیل می‌کردند.

 

حجم نمونه و روش نمونه گیری

 

جامعه­ آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی مرکز کرمانشاه است که در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ در این دانشگاه تحصیل می‌کنند. لذا آزمودنی های پژوهش حاضر را ۲۵۰ نفر(۱۲۵پسر و ۱۲۵ دختر)دانشگاه آزاداسلامی مرکز کرمانشاه که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب می‌شوند ،تشکیل می‌دهند.

 

ابزارهای پژوهش

 

پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف

 

این پرسشنامه توسط ریف در سال (۱۹۸۹) به منظور اندازه‌گیری مقیاس‌های بهزیستی روانشناختی ساخته شد. ریف و کینر (۱۹۸۹) این الگو را پیشنهاد کردند که توسط پژوهشگران بسیاری بررسی شده است آن ها برای اندازه‌گیری مؤلفه‌های بهزیستی روانشناختی نسخه‌ اصلی مقیاس‌های بهزیستی روانشناختی را که دارای ۸۴ گزاره توصیفی بود ساختند. سپس نسخه های ۵۴ عبارتی و بعد فرم کوتاه آن که ۱۸ عبارتی بود را طراحی کردند. پرسشنامه دارای ۶ زیرمقیاس است که عبارتند از: ۱- پذیرش خود ۲- روابط مثبت با دیگران ۳- خودمختاری ۴- تسلط بر محیط ۵- زندگی هدفمند و ۶- رشد شخصی. در این پرسشنامه که برای بزرگسالان تهیه شده است آزمودنی در یک طیف لیکرت ۶ درجه‌ای شامل کاملاً مخالف تا کاملاً موافق مشخص می‌سازد که تا چه حد با هر یک از عبارات موافق یا مخالف است. سؤال (۳-۴-۵-…..- ۹-۱۰-۱۳-۱۶-۱۷) به صورت معکوس نمره‌گذاری می‌شوند (ریف، ۲۰۰۹؛به نقل از حسینی،۱۳۹۲). همچنین از جمع کل نمرات بهزیستی روانشناختی کل به دست می‌آید.

 

روایی و پایایی: پایایی این پرسشنامه در پژوهش‌های متعدد گزارش شده است. دایرونیک[۵۰] (۲۰۰۵) همسانی درونی خرده مقیاس‌ها را مناسب و آلفای کرونباخ آن ها را بین ۷۷/۰ تا ۹۰/۰ یافته است. زنجانی طبسی در سال (۱۳۸۳) آزمون بهزیستی روانشناختی را بر روی دانشجویان دانشگاه تهران هنجاریابی نمود و با روش همسانی درون پایایی را برای کل آزمون بهزیستی روانشناختی برابر ۹۴/۰ و برای خرده مقیاس‌های آن بین ۶۲/۰ تا ۹۰/۰ گزارش می‌کند اعتبار پرسشنامه همبستگی مقیاس بهزیستی روانشناسی ریف با مقیاس رضایت از زندگی، پرسشنامه شادکامی و پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ به ترتیب ۴۷/۰، ۵۸/۰ و ۴۶/۰ به دست آمد (زنجانی طبسی،۱۳۸۳).بیانی و همکاران (۱۳۸۷) در پژوهشی با عنوان رابطه بین ابعاد بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد آزادشهر روایی این پرسشنامه را ۸۹/۰ تا ۹۰/۰ گزارش کردند. در پژوهش حاضر نیز ضرایب پایایی پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف، با بهره گرفتن از روش آلفای کرونباخ۸۸/۰محاسبه گردید که برای کل مقیاس به دست آمد.

 

پرسشنامه سبک مقابله ای موس و بلینگز

 

این پرسشنامه پاسخ گویی افراد به موقعیت های استرس زا را می سنجد این مقیاس ۱۹ آیتم دارد و هر آیتم دارای ۴ گزینه می‌باشد که به ترتیب عبارت است از:

 

۱)همیشه ۲)گاهی ۳)کمی ۴)هیچوقت

 

‌بر اساس بررسی های موس و بلینگز از طریق روش تحلیل عوامل جمله ای این پرسشنامه شامل:

 

    • پاسخ های مقابله شناختی با ۶ سوال۱-۴-۷-۱۰-۱۳-۱۶

 

    • پاسخ های مقابله رفتاری فعال با ۶ سوال۱-۴-۷-۱۰-۱۳-۱۶

 

    • پاسخ های مقابله اجتنابی با ۷ سوال ۳-۶-۹-۱۲-۱۵-۱۸-۱۹

 

    • پاسخ های مقابله متمرکز بر حل مس‍أله با ۸ سؤال ۲-۵-۸-۱۰-۱۱-۱۳-۱۴-۱۷

 

  • پاسخ های مقابله متمرکز بر هیجان با ۱۱ س‍‍ؤال ۱-۳-۴-۶-۷-۹-۱۲-۱۵-۱۶-۱۸-۱۹

 

روش نمره گذاری پرسشنامه پاسخ های مقابله ای

 

افراد می‌توانند پاسخ های خود را به صورت یکی از گزینه های مقابل پرسش های مربوطه به صورت هیچ وقت،کمی،گاهی و همیشه با علامت ضربدر مشخص نمایند.نمره گذاری از صفر تا سه و نمره صفر برای گزینه هیچوقت،نمره یک برای گزینه کمی،نمره دو برای گزینه گاهی،نمره سه برای گزینه همیشه در نظر گرفته شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:55:00 ب.ظ ]




 

حق بهره‌مندی زنان و دختران آسیب دیده جسمی، ذهنی، روانی و در معرض آسیب از امکانات توان بخشی مناسب و حق بهره‌مندی از تغذیه سالم خصوصاًً در دوران بارداری و شیرده از اولویت‌های حقوق اجتماعی زنان جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 

جایگاه زنان در بخش‌های آموزش و پرورش و پژوهش مورد توجه قانون‌گذار بوده و تحصیل در آموزش عالی تا بالاترین سطوح علمی و کسب مهارت‌ها و آموزش‌های تخصصی، حق پژوهش، تألیف، ترجمه و انتشار کتب و حضور فعال در مجامع فرهنگی و علمی داخلی و بین‌المللی برای زنان پیش‌بینی و منظور شده. حق و مسئولیت در تدوین برنامه های درسی و متون آموزشی و حق بهره‌مندی از حمایت در آثار علمی، پژوهشی زنان و گسترش مراکز تحقیقاتی با مدیریت زنان از نکات ارزنده قانونی مذکور است. حضور چشمگیر و درصد بالای زنان در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آموزشی حاکی از توانمندی‌های زنان دارای استعدادهای درخشان و مسئولیت آن ها در تأمین نیازهای کشور است.

 

۲ـ۲ حقوق مدنی زنان

 

زنان در چارچوب خانواده و زندگی مشترک زناشویی دارای حقوق مالی ویژه‌ای هستند پس از ازدواج زمینه‌های زندگی تحت عنوان نفقه توسط مرد به زن پرداخت می‌شود حتی اگر زن دارای شغل و حقوق مکفی باشد.

 

زنان در برابر انجام امور خانه داری و یا شیر دادن فرزند حق دریافت دستمزد از همسر را دارند.

 

حق تعیین مهریه از سوی زن در زمان وقوع عقد ازدواج و دریافت آن از همسر و هر گونه دخل و تصرف در آن از جمله پشتوانه مالی و اقتصادی زنان جامعه ایران می‌باشد.

 

۲ـ۳ حقوق زن در قانون مدنی

 

۱ـ حق زن در تعریف دارایی خود: طبق ماده ۱۱۱۸ زن دارای استقلال اقتصادی است و می‌تواند به هر شکلی، دارایی خود را تصرف کند و این دارایی با اخذ نفقه منافاتی ندارد.

 

۲ـ حق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد: برابر ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی، زن به هنگام عقد می‌تواند هر شرطی را که مخالف مقتضای ذات عقد نباشد بر مرد اعمال کند. این شروط به استثنای شروطی هستند که در قباله‌ی ازدواج آمده است و عاقد یکایک آن ها را برای طرفین می‌خواند و در صورت موافقت، آن ها را امضامی کنند و متعهد می‌شوند. شروطی که در عقدنامه آمده و حق طلاق را به زن می‌دهد عبارتند از:

 

الف) استنکاف شوهر از دادن نفقه: اگر مرد از دادن نفقه خودداری کرد یا توانایی پرداخت نفقه را نداشت برابر ماده ۱۱۲۹، زن از طرف شوهر وکیل است که با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند.

 

ب) سوء رفتار: چنان چه مردی در زندگی سوء رفتار داشت، زن برابر ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی می‌تواند با مراجعه به دادگاه از شوهرش طلاق بگیرد.

 

ج) ابتلا به امراض صعب العلاج: زن می‌تواند با وکالت به دادگاه مراجعه کند و طلاق بگیرد.

 

د) حق فسخ نکاح در صورت جنون مرد: طبق ماده ۱۱۲۱ در صورت ابتلای مرد به جنون دایمی یا ادواری به شرط استقرار، زن حق تقاضای طلاق را دارد.

 

ه) عدم رعایت دستور دادگاه مبنی بر کنار گذاشتن شغل منافی با شئون خانوادگی: اگر دادگاه حکم کرد که مرد شغل نامناسب را کنار گذارد و او رعایت نکند، دادگاه اجازه‌ طلاق را به زن خواهد داد.

 

و) محکومیت شوهر به جرایم خلاف شئون خانوادگی.

 

ز) اعتیاد: اگر مردی معتاد باشد، زن اجازه‌ طلاق دارد.

 

ح) ترک منزل توسط زوج: ترک منزل توسط زوج با فلسفه زندگی مشترک منافات دارد. در این صورت نیز دادگاه به زن اجازه‌ طلاق می‌دهد.

 

ط) محکومیت قطعی ۵ سال یا بالاتر: اگر مرد محکوم به حبس ۵ سال یا بیشتر شود، زن اجازه‌ طلاق دارد.

 

ی) عقیم بودن: باعث حق طلاق زن می‌شود.

 

ک) مفقود الاثر شدن مرد: در صورتی که ۶ ماه پس از مراجعه زن به دادگاه اثری از مرد پیدا نشود، زن حق طلاق دارد.

 

ل) در صورتی که مرد همسر دیگری اختیار نماید، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق نماید و دادگاه نیز حکم طلاق را صادر می‌کند.

 

م) ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی می‌گوید: اگر مرد یا زنی خود را واجد صفاتی معرفی کنند که پس از عقد، فقدان آن مشخص شود این امر تدلیس نام دارد و از موجبات فسخ نکاح است. اگر صفت خاصی در یکی از طرفین شرط شده باشد اما پس از عقد، فقدان وصف منظور شود، طرف مقابل حق فسخ خواهد داشت و در صورت شکایت منجر به شش ماه تا دو سال حبس تأدیبی برای محکوم می‌شود.[۵۲]

 

۳ـ حق زن در مهریه در ازدواج دائم و موقت: مهریه نوعی حق شخصی است. طبق ماده ۱۰۸۲ به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید و در رأس بدهی‌های مرد قرار می‌گیرد. مهریه پس از مرگ زن به وراث او می‌رسد. اگر مردی مهریه‌ی همسر خود را پرداخت نکند، دادگاه پس از مراجعه زن برای طلاق، او را محکوم به پرداخت مهریه می‌کند.

 

البته در صورت عدم توانایی مالی، مرد دادخواست اعسار از زندان می‌دهد. اگر دادگاه اعسارش را پذیرفت مهریه را تقسیم می‌کند و از زندان آزاد می‌شود، اما اگر با داشتن توانایی مالی، مهریه را نپردازد باید تا روز پرداخت مهریه در زندان بماند. باید توجه نمود که فوت زوج در مهریه تأثیرگذار نیست و مهریه از ماترک شوهر (آنچه به جا گذاشته) برداشته می‌شود.

 

چنان چه زن هم بمیرد، مهریه ساقط نمی‌شود. مهریه ارث است و به وراث وی خواهد رسید. هنگام فسخ نکاح، در صورتی که دختر وظایف زناشویی را انجام داده باشد، مهریه به او تعلق می‌گیرد، در غیر این صورت نصف مهریه به او می‌رسد. همچنین طبق ماده ۱۰۹۵ در نکاح منقطع، عدم مهر در عقد، موجب بطلان است.

 

۴ـ حق زن در مسئله نفقه: نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف متناسب با وضعیت زن باشد. همچنین استخدام یک خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء. این حق به محض عقد محقق می‌شود. طبق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی اگر مردی ترک نفقه کند، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه، تقاضای طلاق بدهد و دادگاه پس از اثبات عدم پرداخت نفقه، حکم طلاق را صادر خواهد کرد. اگر مردی مرتکب عدم پرداخت نفقه حال همسرش شود، طبق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی به سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می‌شود.

 

۵ـ حق زن در انتخاب محل سکونت: با شرط ضمن عقد، زن می‌تواند حق سکونت را از آن خود کند. برابر قانون، حق انتخاب خانه‌ای که باید خانواده در آن مستقر شود با شوهر است، ولی اگر زن ادعا کند که زندگی با شوهرش در یک خانه برای او خطر جانی یا مالی و یا شرافتی دارد، قانون به زن حق انتخاب مسکن جدا می‌دهد.

 

زن می‌تواند در موقع عقد شرط کند که حق انتخاب مسکن به او داده شود. در این حال اگر شوهر خانه‌ای خرید یا اجاره کرد که مورد علاقه یا توافق زن نبود، او می‌تواند از اقامت در آن خانه خودداری نماید. اگر زن و شوهر نسبت به خانه‌ مشترک با هم توافق نکردند، دادگاه با جلب نظر نزدیکان هر دو طرف برای زن محل سکونتی انتخاب می‌کند. در این حال شوهر باید هزینه زندگی زن را که جدا از اوست بپردازد.[۵۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:42:00 ب.ظ ]




 

بند چهارم: تعدیل جاه طلبی

 

در اسلام به جای اینکه انسان غریزه اش را سرکوب کند باید آن را تعدیل نماید.اینکه از نظر دین هیچ چیزی در این دنیا بیهوده آفریده نشده است و در هر چیزی حکمتی پنهان است سخنی قرآنی است.«وَ مَا خَلَقنَا السَّمَوَاتِ وَالأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا لَاعِبی.»[۱۴۴]حس برتری جویی،جاه طلبی نیز بیهوده نیست.به همین دلیل است که امروزه بشر کره خاکی را به تسخیر خود درآورده،به اعماق اقیانوس ها رفته و در سر سودای تصرف کرات دیگر را دارد. همه و همه از حس جاه طلبی و دیگر غرائظ انسان نشأت می‌گیرد.اما اگر همین حسی که با محیط پیرامونی و با طبیعت دارد بخواهد با افراد دیگر داشته باشد و بخواهد دیگران را تحت سیطره خود در بیاورد بسیار مذموم است.پس باید این حواس و غرائظ در انسان کنترل شود و به مسیر صحیح هدایت گردد.[۱۴۵] مانند میل جنسی که در انسان برای بقای نسل و رسیدن به آرامش روان در کنار همسر و رشد بعد روحی قرار داده شده ولی انسان آن را در مسیر دیگری ممکن است استفاده کند.پس ما در اینجا نباید بگوییم که میل جنسی یک شر ذاتی است،بلکه برای انسان بسیار هم مفید است ولی باید هدایت شود و در مسیر و موقع درست مورد استفاده قرار گیرد. یکی از دلایلی که به دست آوردن مقامات و پول و ثروت و شهرت و سایر شهوات نمی توانند برای انسان آرامش خاطر بیاورند و باعث راحتی انسان گردند این است که غالبا این ها با تضییع کردن حق دیگران و یا نارضایتی و بد رضایتی افراد به دست می‌آید،وهمین ناحقیها و عدم رضایت و دلخوریها باعث می شود که آرامش خاطر از انسان گرفته شود و ظلمی است که بر بنده خدا وارد می شود بدون شک در زندگی آن فرد جاه طلب و زیاده خواه نیز اثر دارد.حداقل آن این است که وجدان اخلاقی او را درگیر می‌کند به صورتی به شکل موضوع آزار دهنده ای همیشه همرام آن فرد خواهد بود.[۱۴۶]

 

در قرآن کریم در موارد بسیاری صحبت از بازیچه بودن دنیا،عدم وابستگی به دنیا،و بی اهمیت بودن آن صحبت شده است. قرآن مقام دنیا را اینچنین در چشم انسان تصویر می‌کند بازیچه،لهو،دار غرور،تا توجه انسان را بسوی دیگری جلب کند و او را از اسارت طمع و جاه طلبی و به دست آوردن مقامات آن آزاد می‌کند.لهو چیزی است که آدمی را از امور مهم باز می‌دارد،سر انسان را گرم می‌کند تا او از مسائل دیگر غافل شود و اموری که انسان بدان منظور آفریده شده باز می‌دارد و آدمی را سرگرم موهومات غیر واقعی می‌کند.[۱۴۷] به طور مثال اگر بچه ای مدام مشغول بازی‌های ‌کامپیوتری و تماشای تلویزیون و وقت گذراندن با دوستان خود شد دیگر نمی تواند به درس خود برسد که امری مهم برای او می‌باشد.«وَ مَاالحَیَاهُ الدُّنیَا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهوٌ:و زندگی دنیا جز لهو و لعب چیزی نیست»[۱۴۸]

 

«وَ مَا الحَیَاهُ الدُّنیَا إِلَّامَتَاعُ الغُرُورِ: و زندگی دنیا جز کالای فریب چیزی نیست.»[۱۴۹]

 

همین حدیث بسیار زیبا از امام علی(ع) کافیست که فرد باهوش به دنبال جاه و مقامات دنیایی نباشد:«دوستان خدا آنانند که به باطن دنیا نگریستند،هنگامی که مردم ظاهر آن را دیدند،و به فردای آن پرداختند،آنگاه که مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند،پس آنچه را از دنیا ترسیدند آن را بمیراند،‌می‌راندند؛و آن را که دانستند بزودی رهایشان می‌کند،راندند،و بهره گیری فراوان دیگران را از دنیا خوار شمردند،و دست یافتنشان را بر بهره های دنیایی از دست دادن سعادت آخرت خواندند.[۱۵۰] روانشناسان معتقدند که تصّورات ذهنی انسان از دیگران در نوع ارتباط یا رفتار با دیگران مؤثر است.این که من ‌در مورد دیگری چه فکری می کنم خود را بالاتر از او یا همسطح او میبینم. اگر خود را بالاتر ببینم این رفتار نتیجه اش توهین و تحقیر و برانگیختن عقده در آن فرد است.این حس جاه طلبی لوازمی را نیز در پی دارد که انسان را از خود و اجتماع اطرافش دور می‌کند.[۱۵۱] ثمره اش افزودن تکبر و غرور در “من” و مستعد ساختن دیگری به ارتکاب انواع جرم،خواه به طور مستقیم و علیه شخص متکبر و توهین کننده،خواه به طور غیر مستقیم مانند برطرف کردن عقده های حقارت فرد و کسب مقام و قدرت و ثروت از طرق نامشروع.

 

قرآن نمونه ای از انسانهایی را معرفی می‌کند که علاوه بر اینکه به کسب و کار مشغول هستند اما کار و تجارت آن ها را از یاد خدا غافل نمی کند: «رجالٌ تَلمیهِم تِجارَتُ وَ لا بَیعُ مِن ذَکِرَ اللهِ وَ اَقامَ الصَّلاهِ وَ ایتاءِ الزَّکاهِ یَخافونَ یَوماٌ تَتَقَلَّبُ فِیهِ القُلُوبِ وَ البصار: انسان هایی که هیچ کسب و کار و تجارتی آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات غافل نکند،و از روزی می ترسند که دلها و دیدگان در آن روز دگرگون شوند.[۱۵۲] تمامی تلاش انبیا این بوده که با نفی هر نوع بندگی انسان‌ها را بسوی آن معبود یگانه سوق دهند.[۱۵۳]

 

مبحث دوم: مبانی اجتماعی

 

در این فصل به مبانی اجتماعی باورهای دینی مانند: زیستن مسالمت آمیز افراد در کنار یکدیگر و عدالت اجتماعی به عنوان یکی از شاخصه های باور دینی و اعتقاد مذهبی افراد و نقش اجتماعی آن می پردازیم.

 

گفتار اول: باورهای دینی و اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز

 

جامعه ای که در آن انسان هایی رفتار و زندگی می‌کنند که برای هر کاری حکمی دارند و هر عمل آن ها بازخواستی دارد و به اعمال آنان اجر و عقوبت و مزد تعلق می‌گیرد و هر کس در برابر اعمال خود مسئول می‌باشد و الگوها و نمادهای سازنده ای نیز دارند که از آن ها تأسی می‌کنند حتما جهت آن جامعه به سمت سعادت خواهد بود.جامعه ای که تمامی افراد آن مسئول وقایع اتفاقی پیرامون خود می‌باشند،درکنار یکدیگر با آرامش زندگی کنند،از رحمت خداوند مأیوس نشوند و امید به بهبودی داشته باشند،هیچگاه روح جمعی آن جامعه شکست نمی خورد.اینگونه افراد هر کدامشان در تلاش برای بهبود اوضاع جامعه خود می‌باشند.این انتظاری است که از یک جامعه دینی می رود که درآن افراد یک جامعه با استعانت از خدا با وحدت خود در مسیر سعادت گام بر می دارند.در این جامعه همسایه از حال همسایه خبر دارد،اگر فردی به زندان رفت دیگر اعضای جامعه مانند آموزه های عدالت ترمیمی که نهادهای مدنی به یاری خانواده او می‌روند به آن ها یاری می رساند تا خطر وقوع جرم از سر آن خانواده و اجتماع آن رفع شود.[۱۵۴] «یا ایُّها الَّذینَ آمَنوا اِصبَروُا وَ صابِروُا وَ رابِطوُا وَ اَتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحونَ:ای کسانی که ایمان آورده اید،بردباری کنید و با هم سازش و پیوند کنید و از خدا پروا نمایید،امید است که رستگار شوید.»[۱۵۵] سعادت حقیقی وقتی در جامعه حاصل می شودکه پذیرش همگانی و روابط مسالمت آمیز،کامل و همه جانبه و از سوی همه افراد آن جامعه صورت پذیرد.دمیدن روح صداقت و پیوند با یکدیگر و پرهیز از پراکندگی و دعوت و یاری به نیکی ها در امور خیر باعث تعالی یک جامعه است.«وَ تَعاوَنوا عَلی البِرِّ وَ التَّقوی:و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید.»[۱۵۶] انسان صالح انسانی است که خود را در قبال افراد دیگر جامعه مسئول ببیند و در جهت تعمیق پیوندها و رفع کدورت ها تلاش می‌کند و آسایش خود را در آسایش همگان می جوید.[۱۵۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:11:00 ق.ظ ]




جنسیت:

متغیر دائمی که به صورت بالقوه در سبک های تفکر نقش دارند صفات نشانگر تفاوت در بین سبک هایی است که ما آن را در مرد ها بیشتر از زنان تقویت می‌کنیم به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانون مدار، درون گرا، آزادیخواه تشویق می‌شوند و زن ها برای سبک تفکر اجرایی، برونگر ، محافظه کارانه، قضاوتی تشویق می‌گردند وبه این ترتیب زنان ومردان از نظر اجتماعی به شیوهای متفاوتی تربیت می‌شوند. تفاوت های موجود بین سبک تفکر زنان و مردان به تربیت اجتماعی آنان در فرهنگی که در آن متولد شده اند برمی گردد و رفتار مطلوب قابل قبول در زنان و مردان متفاوت است(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۴۹).

قانونگذاری از سنین نوباوگی و پیش دبستانی پرورش می‌یابد این ویژگی جهت پرورش خلاقیت به طور نسبتا آزاد و سازمان نایافته در مراحل پیش دبستانی و در محیط خانه انجام می شود و زمانی که کودکان به مدرسه می‌روند دوره ی پرورش قانونگذاری محدود می شود و از کودکان خواسته می شود که خود را با ارزش های شکل گرفته در مدرسه هماهنگ سازند، معلمان تصمیم می گیرند که کودکان چه کارهایی را انجام دهند در واقع آنچه آن ها از دست می‌دهند سبک تفکری است که عملکرد خلاق را از آن ها می‌گیرد. اما در بزرگسالی برخی مشاغل را تشویق می‌کنند حتی اگر تعلیم وتربیت چنین مشاغلی امکان پذیر نباشد(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۵۲).

 

  1. سبک های تفکر والدین:

آنچه مورد تشویق والدین قرار می‌گیرد به احتمال زیاد در سبک های تفکر فرزندان منعکس می شود والدین می‌توانند بر رشد شیوه تفکر کودکان مؤثر باشند(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۵۴).

 

  1. مدرسه وشغل:

متغیر دیگر مدرسه و شغل است، مدارس و مشاغل مختلف مشوق سبک های تفکر متفاوتی هستند در انسان‌ها هستند به طور متوسط در اکثر نقاط جهان سبک تفکر اجرایی، جزئی نگر، محافظه کارانه را تشویق می‌کنند و دانش آموزی با هوش تلقی می شود که هر آنچه به آن ها گفته شود را به درستی انجام دهد و مدارس خود را عامل اجتماعی کننده تلقی می‌کنند اما کودکان چگونگی تفکر را درباره ی امور مختلف و انجام آن را از طریق فرهنگ می آموزند(استرنبرگ،۱۹۹۹،۱۵۵).

 

۲-۱-۵-خطاهای رایج در تفکر

 

افرادی معتقدند هوش، نه بر اثر فرایندهای تفکر بلکه بر اثر دانش اندوزی رشد می‌کند. ولی یکی از خطراتی که افراد با آن روبه رو می‌شوند، به قول دو بونو[۴۵] ، دام هوش یا توهم دانش است. به عبارت دیگر ، بزرگ ترین مانع اکتشاف آن است که مردم خیال می‌کنند می دانند یا می‌توانند کاری انجام دهند. آن ها در دام دانسته های خود گرفتار می‌شوند و راه را بر عقاید جدید می بندند( دو بونو ، ۱۹۷۶، ۵۲).

 

بعضی افراد در روش های یادگیری خود، کم هوش هستند و نه تنها عقاید جدید را در ذهن نمی پرورانند، بلکه در چارچوب عادت های معمول ، قالب گرفته اند. این افراد نیازمند تدابیری برای پروراندن عقاید تازه و استقبال از عقاید دیگران هستند. آن ها بایستی متفکرانی نقاد ، خلاق و خود-انتقادگر شوند. خود انتقادی از نظر بینت[۴۶] مهمترین ویژگی هوش محسوب می شود. ظرفیت خود انتقادی مادر زادی نیست ، بلکه باید با بهره گرفتن از تجربه و تحصیلات آن را پروراند. این آموزش ها بایستی چنان باشد که به دانش آموزان کمک کند تا متوجه شوند ، برخی خطاهای رایج موجب کاهش کارایی تفکر و یادگیری آن ها است. حال برخی از خطاهای یادگیری را به شرح ذیل بیان می شود :

 

  1. شتاب زدگی :

یکی از خطاهای رایج در تفکر آدمی، شتاب زدگی است. ما تکانشی هستیم و توانایی صرف وقت برای در نظر آوردن برنامه های عملی دیگر را نداریم. برای بررسی عواقب تصمیم های خود از پیش فکر نمی کنیم و برای مرور و یادگیری از تجربه های مان وقتی اختصاص نمی دهیم. اچ. جی . ولز[۴۷] می‌گوید : « زیاد خوب نیست به چیزی فکر کنید، مگر این که تا آخر موضوع را بسنجید». این را در بچه هایی که شتاب زده به حرکات بازی واکنش می‌دهند، بدون فکر به اطرافیان پاسخ می‌دهند یا دست به انتخاب های تکانشی می‌زنند، مشاهده کنیم.

 

  1. محدود بینی زیاد از حد آن :

خطای رایج دیگر در تفکر آدمی محدود بینی زیاده از حد آن است. ویلیام بلیک می‌گوید : » آن چه ثابت شده است ، زمانی فقط در خیال می‌آمد». وسعت بخشی به آگاهی خود به وسیله ی پرورش عقاید مختلف و توجه به دیگر احتمالات ، نیاز همه ی ما است. هر گاه به طرز فکرهای از پیش تعیین شده تکیه می‌کنیم و بدون هیچ تفکری به همان دیدگاه متوسل می‌شویم، مکانیکی شده ایم. با شناختی ناقص ، گرفتار طبقه بندی های معمولی و مسیرهای قدیمی و طی شده می‌شویم. ما غافل از احتمال وجود گزینه هایی دیگر و راه هایی بهتر ، خود را ناگزیر از انتخاب بین الف و ب می‌دانیم.

 

  1. فقدان تمرکز :

فقدان تمرکز از دیگر خطاهای آدمی است. هر گاه فاقد برنامه یا تدبیری مشخص باشیم افکارمان آماده ی آشفته شدن هستند. اگر درباره ی اهدافی که باید دنبال کنیم شفافیت کافی نداشته باشیم، بی حساب و کتاب زندگی می‌کنیم و از موارد مهم غافل خواهیم شد . در رویکرد خود به مسائل ، افکارمان پراکنده ، بی ارتباط ، آشفته و مبهم خواهند شد . فلسفه باعث تمرکز حواس بر مفاهیم و پرسش های اساسی درک انسانی می شود ( فیشر ، ۲۰۰۳ ، ۳۳).

 

۲-۱-۶-انواع سبک تفکر

 

افراد با تطابق سبک تفکرشان با دیگران می‌توانند ارتباطات خود با دیگران را بهبود ببخشند. افراد می‌توانند از طریق شناخت رویکرد رئیس خود در ارتباط با مسائل مختلف ، از به وجود آمدن تنش به دلیل کارهای غلط رئیس خود ، جلوگیری نمایند. در ارتباط با کنار آمدن کارکنان با مشکلاتی که از جانب روسا به وجود می‌آید، رابرت برامسون(۲۰۰۴) ینج نوع سبک تفکر را برای دسته بندی نمودن حالت های فکری و حل مسئله ارائه داده است ، که در ابتدا چهار اقدام کلیدی را برای شناخت این قبیل مسائل مطرح می کند که شامل :

 

  • در ابتدا به دنبال شناخت باشیم و سپس آگاه می‌شویم:

هر چه میزان بهتر بتوانید فرد مقابل خود را بشناسید، در تطبیق سبک تفکر خود با وی ، کمتر دچار مشکل خواهید شد.شناخت پنج سبک تفکر در افراد باعث می‌گردد که بتوان سبک های یادگیری ، انگیزش ( از تشویقات و تنبیهات) ، ارزش ها ، نقش ها ، گرایشات درونی و بیرونی و همچنین مردم محوری و وظیفه محوری افراد را بهتر شناسایی نمود.

 

  • به وجود آوردن شرایط تفاهم:

قلب شناخت سبک تفکر افراد در ایجاد رابطه ای همراه با تفاهم است تفاهم کلید ارتباطات، تاثیر گذاری و اعتماد می‌باشد.

 

  • شناخت ضد الگوها :

احتمالا این موضوع بایستی اهمیت بالایی داشته باشد که افراد بدانند چگونه با پرهیز از راه های اشتباه ، از درگیری با آنان خودداری کنند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 09:27:00 ب.ظ ]




پ) نوگرایی به عنوان بی نیازی ( استقلال) از تجربیات مرتبط دیگران:

 

میدگلی (۱۹۹۷) یک تمایز بسیار واضح و روشنی را بین نوگرایی ذاتی ، خصوصیتی که هر انسانی از ابتدای خلقت ، همراه خود داردو نوگرایی بالفعل ، که یک رفتار نوگرایی واقعی ( به فعل درآمده شده ) است ، مشخص ‌کرده‌است. وی مدعی است که یک نوگرا اولین کسی خواهد بود که محصول جدید را استفاده می‌کند. وی نوگرایی ذاتی را این چنین تعریف می‌کند: در جه ای که یک فرد تصمیمی نویی را مستقل از تجربیات مرتبط با دیگران اتخاذ می‌کند. میدگلی و دولینگ (۱۹۸۷) از این رویکرد بهره بردند ، اما آن ها این سوال را مطرح کردند که آیا بهتر نیست پذیرش ایده های جدید را به تعریف میدگلی اضافه کرد؟ آن ها نهایتاً ‌به این نتیجه رسیدند که احتمالا پذیرش ایده های جدید معادل و هم ارز با ( مستقل از تجربیات دیگران بودن ) باشد (روهریچ، ۲۰۰۴).

 

نتایج حاصل از تحقیقات تجربی خاصی، تمایل دارند که جایگاه تئوریکی این تئوری را از اعتبار بیندازند. هیرشمن (۱۹۸۰) یک رابطه ی تجمعی منفی بین پذیرش ایده های جدید و استقلال قضاوتی در تصمیمات نو را اثبات می‌کند. این نتایج باعث می شود که هیرشمن چنین نتیجه گیری کند که این دو رویکرد عملیاتی سازی نوگرایی مصرف کننده، احتمالا بر دو بعد متفاوت رفتاری دلالت می‌کند. کارلسون[۳۴] (۱۹۸۴) و بیردن و دیگران[۳۵] یک رابطه ی مثبت ولی ضعیف را بین استقلال قضاوتی و تمایل ذاتی به سمت نوگرایی ذاتی اثبات می‌کنند. نکته جالب توجه این است که ، پیشنهاد اینکه نوگرایی به عنوان ابزاری جهت بیان استقلال قضاوتی محسوب می شود، از حمایت تجربی بهره مند نگردیده است. روهریچ نهایتاً چنین نتیجه گیری می‌کند که اگرچه فرایند تصمیم گیری در نوگرایی مصرف کننده مفید است، ولی استقلال و خودمختاری در تصمیم احتمالا نه مقدم بر نوگرایی است و نه یک بعد نوگرایی است.(رونالد و دیگران، ۱۹۹۸به نقل از آقاجری، ۱۳۸۸: ۳۳).

 

ت) نوگرایی به عنوان اظهار نیاز به منحصربفرد بودن:

 

سیمونسون و نولیس[۳۶] (۲۰۰۰) یادآوری می‌کنند که بین دو هدف مخاف هم ، در تصمیم گیری تنش وجود دارد : سازگاری و تمایز. نیاز به منحصر بفرد بودن، افراد را ‌به این سمت می کشاند که خودشان را از رفتار های پذیرفته شده اجتماعی متمایز بدانند. نیاز به منحصر بفرد بودن سه پیامد اصلی را به همراه خود دارد:

 

    1. علاقه نداشتن فرد به پاسخ گویی واکنش دیگران در رابطه با یک عمل یا ایده خاص خود.

 

    1. عدم تمایل فرد پیروی از قوانین رایج و همیشگی

 

  1. تمایل فرد به اظهار عقاید خود در بین انظار عمومی

‌بنابرین‏ می توان گفت که نیاز به منحصر به فرد بودن می‌تواند به عنوان پیشینه یا مقدمه ای برای نیاز به نوگرایی مصرف کننده باشد. چرا که اولا نوگرایی یک راه آسان برای ارضای نیاز به منحصربفرد بودن شامل استقلال در قضاوت و تصمیم گیری نیز می‌باشد. که برای خرید های فرد نوگرا ضروری است.( سیمونسون ونولیس،۲۰۰۰، به نقل از آقاجری، ۱۳۸۸: ۳۳).

 

نوگرایی درونی را ونکاترامان و پرایس به دودسته شناختی و احساسی تقسیم بندی کرده‌اند. مصرف کنندگان احساسی بیشتر شامل مردان جوان تر هستند و مصرف کنندگان شناختی عمدتاًً سن و، تحصیلات بالاتری دارند (هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ زاکرمن۱۹۷۹,؛ ونکاترامن و پرایس، ۱۹۹۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

مصرف کننده شناختی به بسیاری از اطلاعات پخش شده در میان انبوه رسانه ها توجه می‌کند، تمایل فراوانی به خواندن اطلاعات روی بسته بندی، آگهی های مجله و روزنامه دارد و بیشتر شناسایی خود را در حین خرید انجام می‌دهد ؛ مثلاً برای پیدا کردن کالای مدنظر خود ویترین مغازه ها را جست و جو می‌کند و به آن ها نگاهی، می اندازد( هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ ونکاترامن و مک اینز ۱۹۸۵؛ پارک، یو و ژیو۲۰۱۰ . به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

تحریک ذهنی برای کسب تجربه های جدید و اتخاذ تصمیمات جدید به مصرف کننده دارای نوگرایی شناختی انگیزه می‌دهد. افرادی که از نوگرایی های شناختی استفاده می‌کنند ازفعالیت هایی مثل تفکر، حل مشکل، حل جدول، ودیگر تلاش های ذهنی لذت می‌برند. آن ها در پی کسب تجارب جدیدی هستند که فعالیت های ذهنی آن ها راتحریک و تهییج کند (هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ زاکرمن۱۹۷۹,؛ ونکاترامن و پرایس، ۱۹۹۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

‌از طرف‌ دیگر، مصرف کنندگان دارای نوگرایی احساسی، تجارب جدیدی را ترجیح می‌دهند که احساسات آنان رابرمی انگیزد. تجارب جدیدی مثل قو ه مخیله،خیال پردازی و خیال بافی، که در درون ایجاد می شود وامکان به وجود آوردن هیجانات جدید و فعالیت های پرماجرا را به صورت بیرونی در دسترس او قرار می‌دهد. (پارک، یو و ژیو، ۲۰۱۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

۲-۴-۲ نوگرایی در زمینه خاص[۳۷]

 

در مقابل نوگرایی عمومی که گسترده است قلمرو خاص نوگرایی درک محدودتری است که استفاده شده تا پذیرش محصولات جدید خاص توسط مصرف کننده را بیان کند. از آنجایی که نوگرایان همه ی محصولات جدید را نمی پذیرند گلد اسمیت و هو فاکر این بحث را مطرح کردند که ادراکات و تمایلات اغلب ‌در مورد همه ی طبقات محصولات متفاوت است و معیار نوگرایی خاص را گسترش دادند. فلاین و گلداسمیت تمایز خاصی بین نوگرایی در زمینه خاص و نوگرایی عمومی قائل شدند( ترانگ، ۲۰۱۳: ۱۳۱). در مطالعات پیشین قلمرو خاص نوگرایی ، نوگرایی برای درک و فهم مصارف مشتری از جمله خرید ‌اینترنتی، فشن، لباس، محصولات الکترونیک و شراب استفاده شده است ( یان هی[۳۸]، ۲۰۰۸: ۲۹). نوگرایی در زمینه خاص، تمایل قبلی فرد به یک رده از محصول را در نظر می‌گیرد و میل به یادگیری درباره پذیرفتن محصولات جدید در زمینه خاصی از علائق او را منعکس می‌کند (بارتلز و ریندرز،۲۰۱۰: ۴).

 

مختصر کردن رفتار مشتری به مجموعه ای کلی ای از محصولات ساده نیست اما وقتی که بعد رفتاری مشتری به مجموعه ی خاص تری از محصولات محدود می شود انتظار رفتاری مهم تر است. (یان هی، ۲۰۰۸: ۳۰).

 

گلد اسمیت و هوفاکر نیز بیان کردندکه نوگرایی قلمرو یا دسته های خاص محصولات بازتابی از تمایل به یادگیری و پذیرش نوآوری ها همرا با محدوده ی خاصی از علاقه هاست. گلد اسمیت و هوفاکر قلمرو خاص نوگرایی را به عنوان مقیاس DSI در نظر گرفتند. هدف این مقیاس جدا کردن قلمرو خاص نوگرایی از ویژگی های عمومی شخصیتی است. مقیاس DSI به طور عمده به دو قسمت عمده تقسیم شده است: مد(فشن )و تکنولوژیکی (یان هی، ۲۰۰۸: ۳۰).

 

هیرشمن بیان می کندکه نوگرایی به ۲بعداز نوآوری بستگی دارد:۱)بعد نمادی و۲)بعد تکنولوژیکی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]