مجله علمی رهاجو - مجله علمی و آموزشی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 راهکارهای مقابله با فشارهای اجتماعی در روابط
 بهینه‌سازی سایت وردپرسی با افزونه رایگان
 ویژگیهای دختر ایده‌آل برای ازدواج
 آموزش درآمدزایی از شبکه‌های اجتماعی
 خطرناک‌ترین قارچ‌های گربه
 نشانه‌های خیانت همسر
 آموزش کامل استفاده از ابزار هوش مصنوعی Jasper
 موفقیت در پروژه‌های برنامه‌نویسی شخصی
 حقوقی خیانت زن به مرد
 دلایل کاهش لذت در زندگی مشترک
 استفاده بهینه از ChatGPT
 سرمایه‌گذاری بلندمدت در ارزهای دیجیتال
 روش‌های ایجاد دلتنگی در مردان
 پلاگین‌های کاربردی وردپرس
 امکان‌سنجی درآمد از آپلود ویدیو در اینستاگرام
 تغذیه جوجه عروس هلندی
 راهکارهای زندگی مشترک موفق
 احیای عشق در ازدواج
 درمان بوی بد گربه
 معرفی بهترین طوطیهای سخنگو
 نوشتن متن جایگزین (Alt Text) حرفه‌ای
 نشانه‌های عشق واقعی در مردان
 نگهداری از سگ پاگ
 تکنیک‌های پیشرفته آنالیز سئو
 برنامه غذایی سگ ژرمن شپرد
 فروش دوره‌های آموزش مهارت‌های شغلی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



جنسیت:

متغیر دائمی که به صورت بالقوه در سبک های تفکر نقش دارند صفات نشانگر تفاوت در بین سبک هایی است که ما آن را در مرد ها بیشتر از زنان تقویت می‌کنیم به طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانون مدار، درون گرا، آزادیخواه تشویق می‌شوند و زن ها برای سبک تفکر اجرایی، برونگر ، محافظه کارانه، قضاوتی تشویق می‌گردند وبه این ترتیب زنان ومردان از نظر اجتماعی به شیوهای متفاوتی تربیت می‌شوند. تفاوت های موجود بین سبک تفکر زنان و مردان به تربیت اجتماعی آنان در فرهنگی که در آن متولد شده اند برمی گردد و رفتار مطلوب قابل قبول در زنان و مردان متفاوت است(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۴۹).

قانونگذاری از سنین نوباوگی و پیش دبستانی پرورش می‌یابد این ویژگی جهت پرورش خلاقیت به طور نسبتا آزاد و سازمان نایافته در مراحل پیش دبستانی و در محیط خانه انجام می شود و زمانی که کودکان به مدرسه می‌روند دوره ی پرورش قانونگذاری محدود می شود و از کودکان خواسته می شود که خود را با ارزش های شکل گرفته در مدرسه هماهنگ سازند، معلمان تصمیم می گیرند که کودکان چه کارهایی را انجام دهند در واقع آنچه آن ها از دست می‌دهند سبک تفکری است که عملکرد خلاق را از آن ها می‌گیرد. اما در بزرگسالی برخی مشاغل را تشویق می‌کنند حتی اگر تعلیم وتربیت چنین مشاغلی امکان پذیر نباشد(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۵۲).

 

  1. سبک های تفکر والدین:

آنچه مورد تشویق والدین قرار می‌گیرد به احتمال زیاد در سبک های تفکر فرزندان منعکس می شود والدین می‌توانند بر رشد شیوه تفکر کودکان مؤثر باشند(استرنبرگ ،۱۹۹۹،۱۵۴).

 

  1. مدرسه وشغل:

متغیر دیگر مدرسه و شغل است، مدارس و مشاغل مختلف مشوق سبک های تفکر متفاوتی هستند در انسان‌ها هستند به طور متوسط در اکثر نقاط جهان سبک تفکر اجرایی، جزئی نگر، محافظه کارانه را تشویق می‌کنند و دانش آموزی با هوش تلقی می شود که هر آنچه به آن ها گفته شود را به درستی انجام دهد و مدارس خود را عامل اجتماعی کننده تلقی می‌کنند اما کودکان چگونگی تفکر را درباره ی امور مختلف و انجام آن را از طریق فرهنگ می آموزند(استرنبرگ،۱۹۹۹،۱۵۵).

 

۲-۱-۵-خطاهای رایج در تفکر

 

افرادی معتقدند هوش، نه بر اثر فرایندهای تفکر بلکه بر اثر دانش اندوزی رشد می‌کند. ولی یکی از خطراتی که افراد با آن روبه رو می‌شوند، به قول دو بونو[۴۵] ، دام هوش یا توهم دانش است. به عبارت دیگر ، بزرگ ترین مانع اکتشاف آن است که مردم خیال می‌کنند می دانند یا می‌توانند کاری انجام دهند. آن ها در دام دانسته های خود گرفتار می‌شوند و راه را بر عقاید جدید می بندند( دو بونو ، ۱۹۷۶، ۵۲).

 

بعضی افراد در روش های یادگیری خود، کم هوش هستند و نه تنها عقاید جدید را در ذهن نمی پرورانند، بلکه در چارچوب عادت های معمول ، قالب گرفته اند. این افراد نیازمند تدابیری برای پروراندن عقاید تازه و استقبال از عقاید دیگران هستند. آن ها بایستی متفکرانی نقاد ، خلاق و خود-انتقادگر شوند. خود انتقادی از نظر بینت[۴۶] مهمترین ویژگی هوش محسوب می شود. ظرفیت خود انتقادی مادر زادی نیست ، بلکه باید با بهره گرفتن از تجربه و تحصیلات آن را پروراند. این آموزش ها بایستی چنان باشد که به دانش آموزان کمک کند تا متوجه شوند ، برخی خطاهای رایج موجب کاهش کارایی تفکر و یادگیری آن ها است. حال برخی از خطاهای یادگیری را به شرح ذیل بیان می شود :

 

  1. شتاب زدگی :

یکی از خطاهای رایج در تفکر آدمی، شتاب زدگی است. ما تکانشی هستیم و توانایی صرف وقت برای در نظر آوردن برنامه های عملی دیگر را نداریم. برای بررسی عواقب تصمیم های خود از پیش فکر نمی کنیم و برای مرور و یادگیری از تجربه های مان وقتی اختصاص نمی دهیم. اچ. جی . ولز[۴۷] می‌گوید : « زیاد خوب نیست به چیزی فکر کنید، مگر این که تا آخر موضوع را بسنجید». این را در بچه هایی که شتاب زده به حرکات بازی واکنش می‌دهند، بدون فکر به اطرافیان پاسخ می‌دهند یا دست به انتخاب های تکانشی می‌زنند، مشاهده کنیم.

 

  1. محدود بینی زیاد از حد آن :

خطای رایج دیگر در تفکر آدمی محدود بینی زیاده از حد آن است. ویلیام بلیک می‌گوید : » آن چه ثابت شده است ، زمانی فقط در خیال می‌آمد». وسعت بخشی به آگاهی خود به وسیله ی پرورش عقاید مختلف و توجه به دیگر احتمالات ، نیاز همه ی ما است. هر گاه به طرز فکرهای از پیش تعیین شده تکیه می‌کنیم و بدون هیچ تفکری به همان دیدگاه متوسل می‌شویم، مکانیکی شده ایم. با شناختی ناقص ، گرفتار طبقه بندی های معمولی و مسیرهای قدیمی و طی شده می‌شویم. ما غافل از احتمال وجود گزینه هایی دیگر و راه هایی بهتر ، خود را ناگزیر از انتخاب بین الف و ب می‌دانیم.

 

  1. فقدان تمرکز :

فقدان تمرکز از دیگر خطاهای آدمی است. هر گاه فاقد برنامه یا تدبیری مشخص باشیم افکارمان آماده ی آشفته شدن هستند. اگر درباره ی اهدافی که باید دنبال کنیم شفافیت کافی نداشته باشیم، بی حساب و کتاب زندگی می‌کنیم و از موارد مهم غافل خواهیم شد . در رویکرد خود به مسائل ، افکارمان پراکنده ، بی ارتباط ، آشفته و مبهم خواهند شد . فلسفه باعث تمرکز حواس بر مفاهیم و پرسش های اساسی درک انسانی می شود ( فیشر ، ۲۰۰۳ ، ۳۳).

 

۲-۱-۶-انواع سبک تفکر

 

افراد با تطابق سبک تفکرشان با دیگران می‌توانند ارتباطات خود با دیگران را بهبود ببخشند. افراد می‌توانند از طریق شناخت رویکرد رئیس خود در ارتباط با مسائل مختلف ، از به وجود آمدن تنش به دلیل کارهای غلط رئیس خود ، جلوگیری نمایند. در ارتباط با کنار آمدن کارکنان با مشکلاتی که از جانب روسا به وجود می‌آید، رابرت برامسون(۲۰۰۴) ینج نوع سبک تفکر را برای دسته بندی نمودن حالت های فکری و حل مسئله ارائه داده است ، که در ابتدا چهار اقدام کلیدی را برای شناخت این قبیل مسائل مطرح می کند که شامل :

 

  • در ابتدا به دنبال شناخت باشیم و سپس آگاه می‌شویم:

هر چه میزان بهتر بتوانید فرد مقابل خود را بشناسید، در تطبیق سبک تفکر خود با وی ، کمتر دچار مشکل خواهید شد.شناخت پنج سبک تفکر در افراد باعث می‌گردد که بتوان سبک های یادگیری ، انگیزش ( از تشویقات و تنبیهات) ، ارزش ها ، نقش ها ، گرایشات درونی و بیرونی و همچنین مردم محوری و وظیفه محوری افراد را بهتر شناسایی نمود.

 

  • به وجود آوردن شرایط تفاهم:

قلب شناخت سبک تفکر افراد در ایجاد رابطه ای همراه با تفاهم است تفاهم کلید ارتباطات، تاثیر گذاری و اعتماد می‌باشد.

 

  • شناخت ضد الگوها :

احتمالا این موضوع بایستی اهمیت بالایی داشته باشد که افراد بدانند چگونه با پرهیز از راه های اشتباه ، از درگیری با آنان خودداری کنند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 09:27:00 ب.ظ ]




پ) نوگرایی به عنوان بی نیازی ( استقلال) از تجربیات مرتبط دیگران:

 

میدگلی (۱۹۹۷) یک تمایز بسیار واضح و روشنی را بین نوگرایی ذاتی ، خصوصیتی که هر انسانی از ابتدای خلقت ، همراه خود داردو نوگرایی بالفعل ، که یک رفتار نوگرایی واقعی ( به فعل درآمده شده ) است ، مشخص ‌کرده‌است. وی مدعی است که یک نوگرا اولین کسی خواهد بود که محصول جدید را استفاده می‌کند. وی نوگرایی ذاتی را این چنین تعریف می‌کند: در جه ای که یک فرد تصمیمی نویی را مستقل از تجربیات مرتبط با دیگران اتخاذ می‌کند. میدگلی و دولینگ (۱۹۸۷) از این رویکرد بهره بردند ، اما آن ها این سوال را مطرح کردند که آیا بهتر نیست پذیرش ایده های جدید را به تعریف میدگلی اضافه کرد؟ آن ها نهایتاً ‌به این نتیجه رسیدند که احتمالا پذیرش ایده های جدید معادل و هم ارز با ( مستقل از تجربیات دیگران بودن ) باشد (روهریچ، ۲۰۰۴).

 

نتایج حاصل از تحقیقات تجربی خاصی، تمایل دارند که جایگاه تئوریکی این تئوری را از اعتبار بیندازند. هیرشمن (۱۹۸۰) یک رابطه ی تجمعی منفی بین پذیرش ایده های جدید و استقلال قضاوتی در تصمیمات نو را اثبات می‌کند. این نتایج باعث می شود که هیرشمن چنین نتیجه گیری کند که این دو رویکرد عملیاتی سازی نوگرایی مصرف کننده، احتمالا بر دو بعد متفاوت رفتاری دلالت می‌کند. کارلسون[۳۴] (۱۹۸۴) و بیردن و دیگران[۳۵] یک رابطه ی مثبت ولی ضعیف را بین استقلال قضاوتی و تمایل ذاتی به سمت نوگرایی ذاتی اثبات می‌کنند. نکته جالب توجه این است که ، پیشنهاد اینکه نوگرایی به عنوان ابزاری جهت بیان استقلال قضاوتی محسوب می شود، از حمایت تجربی بهره مند نگردیده است. روهریچ نهایتاً چنین نتیجه گیری می‌کند که اگرچه فرایند تصمیم گیری در نوگرایی مصرف کننده مفید است، ولی استقلال و خودمختاری در تصمیم احتمالا نه مقدم بر نوگرایی است و نه یک بعد نوگرایی است.(رونالد و دیگران، ۱۹۹۸به نقل از آقاجری، ۱۳۸۸: ۳۳).

 

ت) نوگرایی به عنوان اظهار نیاز به منحصربفرد بودن:

 

سیمونسون و نولیس[۳۶] (۲۰۰۰) یادآوری می‌کنند که بین دو هدف مخاف هم ، در تصمیم گیری تنش وجود دارد : سازگاری و تمایز. نیاز به منحصر بفرد بودن، افراد را ‌به این سمت می کشاند که خودشان را از رفتار های پذیرفته شده اجتماعی متمایز بدانند. نیاز به منحصر بفرد بودن سه پیامد اصلی را به همراه خود دارد:

 

    1. علاقه نداشتن فرد به پاسخ گویی واکنش دیگران در رابطه با یک عمل یا ایده خاص خود.

 

    1. عدم تمایل فرد پیروی از قوانین رایج و همیشگی

 

  1. تمایل فرد به اظهار عقاید خود در بین انظار عمومی

‌بنابرین‏ می توان گفت که نیاز به منحصر به فرد بودن می‌تواند به عنوان پیشینه یا مقدمه ای برای نیاز به نوگرایی مصرف کننده باشد. چرا که اولا نوگرایی یک راه آسان برای ارضای نیاز به منحصربفرد بودن شامل استقلال در قضاوت و تصمیم گیری نیز می‌باشد. که برای خرید های فرد نوگرا ضروری است.( سیمونسون ونولیس،۲۰۰۰، به نقل از آقاجری، ۱۳۸۸: ۳۳).

 

نوگرایی درونی را ونکاترامان و پرایس به دودسته شناختی و احساسی تقسیم بندی کرده‌اند. مصرف کنندگان احساسی بیشتر شامل مردان جوان تر هستند و مصرف کنندگان شناختی عمدتاًً سن و، تحصیلات بالاتری دارند (هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ زاکرمن۱۹۷۹,؛ ونکاترامن و پرایس، ۱۹۹۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

مصرف کننده شناختی به بسیاری از اطلاعات پخش شده در میان انبوه رسانه ها توجه می‌کند، تمایل فراوانی به خواندن اطلاعات روی بسته بندی، آگهی های مجله و روزنامه دارد و بیشتر شناسایی خود را در حین خرید انجام می‌دهد ؛ مثلاً برای پیدا کردن کالای مدنظر خود ویترین مغازه ها را جست و جو می‌کند و به آن ها نگاهی، می اندازد( هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ ونکاترامن و مک اینز ۱۹۸۵؛ پارک، یو و ژیو۲۰۱۰ . به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

تحریک ذهنی برای کسب تجربه های جدید و اتخاذ تصمیمات جدید به مصرف کننده دارای نوگرایی شناختی انگیزه می‌دهد. افرادی که از نوگرایی های شناختی استفاده می‌کنند ازفعالیت هایی مثل تفکر، حل مشکل، حل جدول، ودیگر تلاش های ذهنی لذت می‌برند. آن ها در پی کسب تجارب جدیدی هستند که فعالیت های ذهنی آن ها راتحریک و تهییج کند (هیرشمن، ۱۹۸۴ ؛ زاکرمن۱۹۷۹,؛ ونکاترامن و پرایس، ۱۹۹۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

‌از طرف‌ دیگر، مصرف کنندگان دارای نوگرایی احساسی، تجارب جدیدی را ترجیح می‌دهند که احساسات آنان رابرمی انگیزد. تجارب جدیدی مثل قو ه مخیله،خیال پردازی و خیال بافی، که در درون ایجاد می شود وامکان به وجود آوردن هیجانات جدید و فعالیت های پرماجرا را به صورت بیرونی در دسترس او قرار می‌دهد. (پارک، یو و ژیو، ۲۰۱۰، به نقل از امیرشاهی و همکاران،۱۳۹۰: ۵).

 

۲-۴-۲ نوگرایی در زمینه خاص[۳۷]

 

در مقابل نوگرایی عمومی که گسترده است قلمرو خاص نوگرایی درک محدودتری است که استفاده شده تا پذیرش محصولات جدید خاص توسط مصرف کننده را بیان کند. از آنجایی که نوگرایان همه ی محصولات جدید را نمی پذیرند گلد اسمیت و هو فاکر این بحث را مطرح کردند که ادراکات و تمایلات اغلب ‌در مورد همه ی طبقات محصولات متفاوت است و معیار نوگرایی خاص را گسترش دادند. فلاین و گلداسمیت تمایز خاصی بین نوگرایی در زمینه خاص و نوگرایی عمومی قائل شدند( ترانگ، ۲۰۱۳: ۱۳۱). در مطالعات پیشین قلمرو خاص نوگرایی ، نوگرایی برای درک و فهم مصارف مشتری از جمله خرید ‌اینترنتی، فشن، لباس، محصولات الکترونیک و شراب استفاده شده است ( یان هی[۳۸]، ۲۰۰۸: ۲۹). نوگرایی در زمینه خاص، تمایل قبلی فرد به یک رده از محصول را در نظر می‌گیرد و میل به یادگیری درباره پذیرفتن محصولات جدید در زمینه خاصی از علائق او را منعکس می‌کند (بارتلز و ریندرز،۲۰۱۰: ۴).

 

مختصر کردن رفتار مشتری به مجموعه ای کلی ای از محصولات ساده نیست اما وقتی که بعد رفتاری مشتری به مجموعه ی خاص تری از محصولات محدود می شود انتظار رفتاری مهم تر است. (یان هی، ۲۰۰۸: ۳۰).

 

گلد اسمیت و هوفاکر نیز بیان کردندکه نوگرایی قلمرو یا دسته های خاص محصولات بازتابی از تمایل به یادگیری و پذیرش نوآوری ها همرا با محدوده ی خاصی از علاقه هاست. گلد اسمیت و هوفاکر قلمرو خاص نوگرایی را به عنوان مقیاس DSI در نظر گرفتند. هدف این مقیاس جدا کردن قلمرو خاص نوگرایی از ویژگی های عمومی شخصیتی است. مقیاس DSI به طور عمده به دو قسمت عمده تقسیم شده است: مد(فشن )و تکنولوژیکی (یان هی، ۲۰۰۸: ۳۰).

 

هیرشمن بیان می کندکه نوگرایی به ۲بعداز نوآوری بستگی دارد:۱)بعد نمادی و۲)بعد تکنولوژیکی.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:07:00 ب.ظ ]